دانلود کتاب جرات داشته باش فردریک فانژه

کتاب جرات داشته باش به نویسندگی فردریک فانژه به شما آموزش می دهد که چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.

دانلود کتاب جرات داشته باش فردریک فانژه

پیش گفتار
من احساس می‌کنم مدت‌ هاست که اعتماد به نفس کافی ندارم و بسیاری از نقاط ضعف خود را درک کرده‌ام: گاهی به نظرم می‌رسد که حسودی، احمقی و مادر بدی هستم. نمی‌پسندم شخصیت خودم را و خودم را هم دوست ندارم… همیشه از این می‌ترسم که دیگران دوستم نداشته باشند.
آنا نامه‌ای به من فرستاد قبل از مراجعه‌اش. وقتی آنا را در مطب پذیرفتم، او توضیح داد: »میدانم که بی‌خاصیت نیستم، اما باز هم نیاز دارم که کسی به من بگوید… زندگی من تنها از طریق روابط با دیگران معنا پیدا می‌کند… اگر دیگران به من احمقانه نگاه کنند، خودم را نیز همین‌طور می‌بینم…«
سپس از او پرسیدم: »آیا تاکنون توانایی‌هایی در خودتان کشف کرده‌اید؟«. آنا که عادت نداشت به این زاویه دید نگاه کند، دست به سینه زد و جواب داد:
بله، فکر می‌کنم به شدت به حرف‌های دیگران گوش می‌دهم. براساس آنچه به من می‌گویند، می‌توانم توصیه‌های خوبی ارائه دهم.
سلیا: اعتماد به نفس کافی ندارم و خجالتی هستم. به دیگران وابسته‌ام و می‌ترسم که قضاوت نامناسبی از من داشته باشند. در مورد توانایی‌هایم شک دارم و جسارت کافی برای پذیرش چالش‌های جدید و تحمل مسئولیت‌ها را ندارم. همواره از چیزهای ناآشنا می‌ترسم و اغلب افکاری اضطراب‌آور دارم و به طور پیشفرض درباره وقایع نگرانی می‌کنم.
دنیز: در ابتدا به یک متخصص اختلالات جنسی مراجعه کردم زیرا مشکلاتی در رابطه جنسی داشتم. دکتر همه عوامل فیزیکی را نادیده گرفت و به من توصیه کرد که به یک روانپزشک مراجعه کنم. طبق نظر او، من تا حد زیادی کمبود اعتماد به نفس دارم. در واقع، به خودم مداوم می‌گویم که بی ارزش هستم و نمی‌توانم موفق شوم. به طور کلی، احساس می‌کنم که در هر زمینه، اجتماعی، شخصی یا شغلی، به اندازه دیگران خوب نیستم.
هرگاه به گفته‌های من مستقیم راجع به وقت و اولویت‌بندی گوش‌کنید: من همیشه از معتقد بودن افراد به قدرت من به شدت حیرت‌انگیزم. آنان معتقدند که هیچ مسئله‌ای ندارم و به من اعتماد کرده و به مشورت من روی می‌آورند. به‌نظر می‌رسم که در چشمان آن‌ها بسیار قوی و پرقدرت به نمایش می‌آیم.
اما حالا به سابین گوش می‌دهیم: همیشه با استرس زندگی می‌کنم… بسیار اغلب پیش از وقوع رویدادها، فکر می‌کنم. همواره از این ترسم که موفق نشوم. اعتماد به نفس من بسیار کم است… در شرایط تنش زا، به سرعت عصبانی می‌شوم، به خصوص اگر حس کنم که با چالشی روبرو هستم، و البته این رفتار اصلاً هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. همه چیز را برای خودم می‌خواهم و همیشه از این ترسم که دیگران مرا احمق ببینند. به واقع، افراد اطرافم معتقدند که تمام وقت و توجه من به کارم اختصاص یافته است.
وقتی به ۵۹ سالگی رسیدم، رئیسم به من اعلام کرد که نمی‌توانم پروژه‌هایی که خودم شروع کرده بودم را ادامه دهم. پانزده سال پیش آنها را راه‌اندازی کرده بودم و همه چیز را محاسبه کرده بودم، حتی شناختی که شرکت از من داشت. آنها یک جوان را جایگزین من می‌کنند! هفتاد ساعت در هفته برای آنها کار کرده‌ام، هیچ دوستی نداشتم، به بزرگ شدن فرزندانم نظارت نکردم و حالا این تمام پاداشی است که به من می‌دهند… جک به گریه می‌افتد و می‌گوید: حالا باید چه کار کنم؟ هیچ کار دیگری بلد نیستم. همه چیزم را برای کارم گذاشته بودم. آیا لیاقت این را نداشتم که تفریح کنم و از زندگیم لذت ببرم؟ تاکنون هیچ کدام از آنها را نداشته‌ام. سال‌هاست که با دوستانم ارتباطی نداشته‌ام… اکنون سه ماه است که جک با مشکلش مبارزه می‌کند، هیچ انگیزه‌ای ندارد و برای شروع دوباره، اعتماد به نفس ندارد. به عنوان یک روانپزشک، متوجه شدم که این مشکل، مشکل اصلی تمام افرادی است که اقدام به درمان کرده‌اند. بسیاری از مشکلات عاطفی یا شغلی از این نقص‌های اعتماد به نفس ناشی می‌شود: ترس از انجام کارهای اشتباه، ترس از قضاوت شدن و ترس از دوست داشته شدن و دوست داشتن. در عملکرد ذهنی ما، اعتماد به نفس بسیار بیشتر از چرخ دنده‌ای ساده نقش دارد؛ بلکه همانند قلب یک هرم است که اساس آن، اعتماد به خود است و از سنین نوجوانی شکل می‌گیرد و در نهایت، هنگام تأیید خود بروز می‌کند. بنابراین، اعتماد به نفس بخش مهمی از شخصیت ما است.
اگر اعتماد به نفس را از دست می‌دهید، منجر به آسیب‌هایی خواهد شد. این روزها، آنچه قبلاً به عنوان یک ویژگی ثابت در نظر گرفته می‌شد، دیگر به این صورت نیست: اکنون امکان تغییر وجود دارد و می‌توانید اعتماد به نفس خود را به دست آورید، حتی اگر تاکنون احساس می‌کردید که آن را ندارید. من واقعاً قصد دارم کمک کنم تا کسانی که به خودشان اعتماد نمی‌کنند – چه در کار و چه در روابطشان با دیگران – به خودشان اعتماد کرده و از این کمبود اعتماد به نفس زورمندانه خلاص شوند. امیدوارم این کتاب به آنها کمک کند تا بیشتر خودشان را دوست بدارند، شجاعت لازم برای اقدام و زندگی با شجاعت در برابر دیگران را پیدا کنند. بسیاری از آنچه از دست داده می‌شود، کمبود احترام به خود و کمبود تحمل بوده است. برای نوشتن این کتاب، الهام گیری کردم از تجربیات واقعی کسانی که در طول بیست سال به من مراجعه کرده‌اند: افرادی که من به آنها راهنمایی می‌کنم و به من مسائل شان را محرمانه می‌گویند. این کتاب به واقعیت زندگی آنها پاسخ می‌دهد. البته، به‌منظور حفظ حریم خصوصی آنها، جزئیات شخصی و پس‌زمینه‌شان را تغییر داده‌ام. علاوه بر این شواهد، قصد دارم شما را با جدیدترین دانش‌های روانشناسی و علوم اعصاب آشنا سازم.
اینجا مطالبی به روشی ساده و آموزنده ارائه می‌شوند تا بتوانید آن‌ها را در زندگی روزمره‌تان به کار ببرید. هدف من این است که از این حوزه و از تکنیک‌های علمی معتبر، یک نگرش دقیق به اشتراک بگذارم.
امیدوارم که با معرفی ساختار کلی کتاب، بتوانید بدون نیاز به خواندن هر جزء، با توجه به نیازها و پیشینه‌ی خود، به سراغ بخش‌های مختلف بروید:
۱. بخش نخست، مکانیسم‌های اعتماد به نفس را توضیح می‌دهد که به همه شما توصیه می‌شود که این بخش را مطالعه کنید.
۲. بخش دوم، هفت پیشداوری را معرفی می‌کند که نگاه‌های مختلفی که از کودکی نسبت به خودمان داریم و باعث کاهش اعتماد به نفس می‌شوند، را شرح می‌دهد. به عنوان مثال: “نمی‌توانم…” یا “احتیاج دارم که دوستم داشته باشند” یا حتی “همیشه باید در هر کاری بهترین باشم”. بر روی پیشداوری‌هایی که در خودتان تشخیص می‌دهید، تأکید کنید.
این اقدام به شما کمک می‌کند تا ریشه‌ی کمبود اعتماد به نفس را درک کنید؛ بخش سوم پیشنهاد می‌دهد که برای این کمبود، راهکارهای درمانی را بررسی کنید. سه راهکار اصلی به ترتیب منطقی به شما پیشنهاد داده شده است، اما شما می‌توانید بر اساس مشکلات خود، راه‌حل‌هایی را انتخاب کنید که به نظرتان مناسبتر هستند.من فکر می‌کنم که حداقل یک بار این راهکارها را امتحان کنید تا بتوانید بهترین آنها را انتخاب کنید.

ادامه ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از تلگرام یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …