دانلود کتاب خانواده تیبو

شروع داستان این کتاب به گمشدن دو پسر نوجوان به نام های ژاک و دانیل می پردازد. کتاب خانواده تیبو اثر روژه مارتن دوگار می باشد.

دانلود کتاب خانواده تیبو

یادداشت مترجم
راجر مارتین دو گارد نویسنده معاصر فرانسوی و یکی از بزرگترین
رمان نویسان جهان در سال 1881 در شهری در نزدیکی پاریس متولد شدند و در سال 1958 درگذشتند.
بسته. در طول زندگی نسبتا طولانی خود، او اثار متعددی از زمان، داستان های کوتاه، نمایشنامه ها و خاطرات را ایجاد کرد.
او گفت که مهمترین انها بدون شک خانواده تیبو است. نوشتن و انتشار این زمان بزرگ از سال
این کتاب از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ به طول انجامید و در سال ۱۹۳۷، قبل از انتشار اخرین جلد، جایزه ادبیات توبل را دریافت کرد.
خانواده تیبو شامل هشت کتاب، زندگی دو خانواده کاتولیک و پروتستان و به ویژه دو کتاب است.
این فیلم برادری به نام انتوان واجاک را در اوایل قرن بیستم توصیف میکند. تاریخ رویدادها در ابتدا مشخص نیست (فقط در
در کتاب های سوم و چهارم می توان حدس زد که داستان زمان در حدود سال 1905 اغاز شده است.
اما به تدریج وارد وقایع تاریخی می شود و شخصیت های واقعی در ان ظاهر می شوند: اکثر شخصیت ها
که در کتاب هفتم “تابستان (1914) به صحنه می ایند شخصیت های واقعی و حوادث – به خصوص حوادث اشکار
و رازی که منجر به جنگ جهانی اول و انقلاب های بزرگ این قرن شد دقیقا با واقعیت تاریخی مطابقت دارد.
در این زمان چیزهای زیادی گفته شده است. برخی از مفسران ان را یکی از اثار ابدی ادبیات جهان و حتی
این رمان به عنوان بزرگترین رمان قرن بیستم در نظر گرفته می شود و برخی دیگر، به ویژه طرفداران “رمان جدید”، ان را نادیده می گیرند.
و انها فکر می کنند که روش ان در سال های اخیر منسوخ شده است، که در نوشتن رمان به سمت حذف شخصیت و تحقیر محبوب است.
داستان و بی توجهی به وقایع خارجی پیشرفت کرده است و قهرمان اصلی خود رمان نویس است، یا دقیق تر
ذهن در زمان نوشته شده است. این حقیقت از اغاز زمان از چشم بسیاری از منتقدان پنهان شده است.
همیشه دو راه برای نوشتن رمان وجود داشته است: یکی راه کسانی است که می خواهند جهان را همانطور که هست به تصویر بکشند.
یکی نقش بازی کردن است و دیگری روش کسانی است که می خواهند دنیای درونی انها یک دنیای شخصی و منحصر به فرد باشد.
که در ان زندگی می کنند یا در تضاد با ان هستند. در برابر جهان خارج ۲ نویسندگان روسی
پیشگام و استاد این دو راه، یکی تولستوی و دیگری داستایوفسکی است. او در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه نوبل گفت: یک رمان نویس واقعی کسی است که همیشه می خواهد در درک انسان ها فراتر برود و زندگی فردی را در هر یک از شخصیت هایی که ایجاد می کند، نشان دهد، یعنی نشان دهد که چگونه هر انسان نمونه چیزی است که هرگز تکرار نخواهد شد. من فکر می کنم که اگر کار زمان نویس شانس جاودانگی را داشته باشد، به دلیل کمیت و کیفیت زندگی منحصر به فرد است که او توانسته است به صحنه بیاورد. اما این به تنهایی کافی نیست. نویسنده زمان نیز باید زندگی عمومی را احساس کند، مقاله باید جهان بینی خاص خود را منعکس کند. در اینجا نیز تولستوی استاد همه رمان نویسان است. هر یک از مخلوقات او همیشه کم و بیش در اندیشه وجود و فراتر از وجود است و توصیف زندگی هر یک از این موجودات بیش از یک تحقیق در مورد انسان است، این یک سوال مضطرب است.
این در مورد معنای زندگی است
این کلمات در مورد خانواده تیبو نیز صدق می کند.
1
در گوشه خیابان وزیرا، هنگامی که انها از کنار ساختمان های “مدرسه” عبور می کردند، اقای تیبو که در راه با پسرش صحبت نکرده بود، ناگهان متوقف شد.
انتوان، این بار، نه این بار، انها از حد مجاز عبور کرده اند! پسر جوان جواب نداد، مدرسه بسته بود، یکشنبه بود و ساعت نه شب بود.
دربان در را باز کرد. انتوان فریاد زد:
میدونی برادرم کجاست؟
دربان چشمانش را باز کرد و اقای تیبو روی زمین لگد زد
برو به ابه بینو بگو بیاد دربان پیشاپیش انها به اتاق پذیرایی رفت و فندکی از جیبش دراورد
شمعدان پخته شده را تا سقف روشن کرد. بعد از چند دقیقه، اقای تیبو روی صندلی افتاد. از لای
دندانهایش را به هم فشرد و دوباره گفت:
این بار نه، میشنوی، نه دوباره! ابه بینو که در سکوت وارد شد، گفت:
عذرخواهی میکنیم قربان
مرد بسیار کوچک بود و مجبور بود روی انگشتانش بایستد
ووگیرارد (1)
(2) Abbe Binot Abbe عنوان کشیش مسیحی و مدیر مدارس مذهبی است
میگویند. تمام توضیحات زیر صفحات از مترجم است.
خانواده تیبو
دستش را روی شانه انتوان بگذار.
سلام دکتر! چه اتفاقی افتاده?
برادرم کجاست
ژاک?
اقای تیبو که از پا ایستاده بود با صدای بلند گفت:
او امروز به خانه نیامد!
ایب بدون تعجب گفت:
کجا رفت؟
در این لحظه ایب دستش را در کمربندش گذاشت
ژاک تعلیق انضباطی نداشت.
چه چیز
ژاک امروز تو مدرسه حاضر نشد
موضوع پیچیده بود. انتوان چشم از چهره کشیش بر نداشت. اقای تیبو شانهها و صورت پف کردهاش را تکان داد که پلکهای سنگینش تقریبا
هیچوقت از هم جدا نمیشه او رو به ابه کرد: ژاک دیروز به ما گفت که چهار ساعت بازداشت انضباطی دارد. امروز صبح او خانه را در زمان معمول ترک کرد، و سپس حدود ساعت یازده، زمانی که همه ما به کلیسا رفتیم، ظاهرا او برگشت و فقط همسر اشپز را در خانه دید و به او گفت که او برای ناهار نمی اید زیرا به جای چهار ساعت، او به مدت هشت ساعت بازداشت شد.
ان را داشته باشد.
ایب با قاطعیت گفت:
دروغ محض!
اقای تیبو سخنان خود را دنبال کرد
عصر از خانه بیرون رفتم تا مقالهام را به مجله دو جهان» بدهم.
سردبیر مجله با مشتری صحبت می کرد و من فقط در زمان شام به خانه برگشتم.
ژاک نیامده بود. ساعت هشت و نیم بود و هنوز نیامده بود.

ادامه ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از تلگرام یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …