داستان این شاهکار فوق العاده و بی نظیر روایت شکست ها و سختی های زندگی دازایه . کتاب زوال بشری به قلم اوسامو دازای می باشد .
دانلود کتاب زوال بشری ( دیگر انسان نیست )
- بدون دیدگاه
- 2,969 بازدید
- نویسنده : اوسامو دازای
- دسته : داستان , خارجی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : 161 + 87
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
- مشخصات
- نویسنده : اوسامو دازای
- دسته : داستان , خارجی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : 161 + 87
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
- باکس دانلود
دانلود کتاب زوال بشری ( دیگر انسان نیست )
- کتاب اورجینال و کامل
- این کتاب هارو حتما بخون عالین
- آنلاین
دانلود کتاب زوال بشری ( دیگر انسان نیست )
بیوگرافی : شوجی تسوشیما معروف به اوسامو ، زاده ( محل تولد ) در کاناگی ژاپن و تاریخ تولد ۱۹ ژوئن ۱۹۰۹ میلادی ، یکی از خفن ترین نویسنده های ژاپنی همین اوسامو می باشد که آثار ارزشمندی به جامعه بشری تقدیم کرده است .
او آثار فراوانی به جا گذاشته است ، که معروفترین آن ” شایو ” است . کتابی که به عنوان شاهکار شناخته می شود و به خاطر شباهت هایی با واقعیت زندگی نویسنده ، برخی آن را به عنوان اتوبیو گرافی او می شناسند . او با استفاده از استعداد استثنایی خود در روایت واقعیت ها ، تصویری زنده و محسوس از رنج و اندوه و در نهایت فساد زندگی انسانی را ارائه می دهد . این اثر نشان می دهد که اگر فرد در تصور اشتباه خود اسیر شود ، ممکن است خود را بی صلاحیت برای بودن انسان ببیند .
در واقع ، آثاری که اوسامو ارائه داده است ، داستانی است فراموش نشدنی که هر انسان ممکن است به آن پیوسته و احساس کند . ولی نباید فراموش کرد که تصمیم نویسنده تنها نشان دادن صحنه ای از غم و درد فردی در مکان یوزو نیست ؛ بلکه این ممکن است به نوعی تلاش نویسنده و گاهاً آخرین تلاش هایش برای جلب توجه مردم به ژرفای تنهایی یک انسان ، نیاز انسانی به درک ، پذیرش و عشق ، و همچنین تجربه عشق و واقع شدن در آغوش عشق باشد .
در تاریخ ۱۳ ژوئن ۱۹۴۸ ، پس از تلاش های بی فایده و ترک آثارش ، هنگامی که آخرین اثر خود به نام ” خداحافظ ” را ناتمام رها کرده بود ، با یک زن به نام تومیه یا مازاکی همراه در کانالی غرق شد و جسد او چند روز بعد ، همزمان با تولد ۳۹ سالگی اش ، پیدا شد .
در زندگی ام ، سه تصویر از یک مرد را دیده ام . اولین تصویر ، نمایی از کودکی اش است . او در حدود ده سالگی است و در کنار یک استخر باغ ایستاده ، با شلوار چهارخانه و محاط به دختران فامیل ، بهعنوان یک پسر کوچک ، دیده می شود .
سر او به زاویهای ۳۰ درجه به سمت چپ خم شده و دندانهایش در یک لبخند نیشخندانه مشخص است. لغت “کریه” شاید سوالبرانگیز باشد، چرا که آدمهای بیاحساس، کسانی هستند که نسبت به زیبایی و زشتی بیتفاوتند و ماشینوار، با حالت خالی و بیذوق به آن نگاه میکنند. “چه پسر کوچک دوست داشتنی”، هرچند آن چه معمولاً به عنوان دوستداشتنی شناخته میشود، در چهرهی این پسر وجود دارد تا کمی از تعریف و تحسین به آن بخشد؛ اما من اعتقاد دارم هر کسی که در معرض کوچکترین تجربهای از زیبایی قرار گیرد، احتمالاً با حرکتی شبیه به حرکت سریع دست در هنگام راندن حشرات موذی، از آن فرار خواهد کرد و با انزجار عمیق زیر لب خواهد گفت:
پسربچه ای واقعاً وحشتناک ! وقتی با دقت چهرهی خندان او را بررسی می کنید ، حس می کنید که وحشتی ناگفتنی شما را فرا می گیرد . چهرهی او هیچ گونه لبخندی ندارد و ممکن است با نگاه به مشت های سفت و گره خورده اش بفهمید که چهره اش هیچ ردی از خنده ای ندارد . این چهره ، حس بسیار عجیب و پلید و حتی تهوع آوری به آدم القا می کند و باعث می شود که احساس کنید هرگز چنین چهره ای را ندیده اید . در تصویر دوم ، چهره اش با تصویر اول به شگفتی متفاوت است .
در این عکس ، یک فرد دانشجو قرار دارد ، شاید معلوم نباشد که آیا این تصویر مربوط به زمان دبیرستان است یا دانشگاه . به هر حال ، او به طرز عجیبی خشگل به نظر می رسد . با این حال ، چهره اش هنوز نتوانسته است احساس حضور زنده بودن را منتقل کند . او یک یونیفرم پوشیده است و یک دستمال سفید از جیب سینه اش بیرون زده است . بر روی یک صندلی خشگل از جنس حصیر نشسته و دوباره به شکلی که لبخند دارد ؛ اما این بار لبخند ، بیشتر شبیه یک لبخند ساختگی ماهرانه به نظر می رسد و همچنان نمی توان آن را به عنوان یک لبخند واقعی انسانی شناخت .