دانلود کتاب راه و رسم زندگی الکسیس کارل
- بدون دیدگاه
- 630 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : الکسیس کارل
- دسته : آموزشی , خارجی , روانشناسی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب راه و رسم زندگی الکسیس کارل
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾
🎲 اینم کتابای اتفاقی یهویی ▾
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب راه و رسم زندگی الکسیس کارل
مقدمه
روح هر جا که بخواهد میوزد. برای کسی که از نفس آن نیرو نگرفته باشد، بیان افکارش در ملاء عام حماقت است؛ این کار میتواند منجر به سوءتفاهم کامل بین این فرد متکبر و کسانی که او را خطاب قرار میدهد، شود. با این وجود، من سعی خواهم کرد شرایطی را که کارل را به نوشتن این کتاب سوق داد، برای افراد خیرخواه توضیح دهم.
هنگامی که فرانسه مورد حمله قرار گرفت، او در نیویورک بود، جایی که به یک مأموریت دولتی اعزام شده بود. هیچ چیز او را مجبور به بازگشت نکرد؛ او در میان عزیزترین دوستانش بود، کسانی که فکر او را درک میکردند و کار او را تحسین میکردند.
با این وجود، مانند سال ۱۹۱۴، او ندای کشورش را ضروری احساس کرد؛ او همه چیز را فدای آن کرد و بازگشت.
او میخواست خودش بفهمد که مردم به چه چیزی نیاز دارند و با تمام دانشی که در اختیار داشت، نقصهایی را که در جوانان فرانسه میدید، اما فاصله مانع از قضاوت دقیق او میشد، برطرف کند. به محض اینکه به آنجا رسید، از آشفتگی بزرگ اخلاقی، جسمی و فیزیولوژیکی که، همراه با سوء تغذیه، بخشی از مردم را تضعیف کرده و آنها را تهدید به نابودی میکرد، آگاه شد.
پس از یک مبارزه درونی شدید، تصمیم خود را گرفت. او حتی به طور موقت به آمریکا برنگشت، جایی که ادامه برنامههای کار نهاییاش برای او آسان میبود. آن کار زاده فکر او بود و به لطف شاگردانی که او تربیت میکرد، باید از او جان سالم به در میبرد و به هدفی که برای خود تعیین کرده بود، میرسید.
از نظر تریم، در واقع، “علم انسان” از هر نظر با علوم کلاسیک متفاوت بود: هر یک از آنها فقط یک جنبه خاص از انسان را در نظر میگرفتند و او را به طور مصنوعی تشریح میکردند تا فقط اجزای تشکیلدهندهاش را مطالعه کنند. برداشت کارل به سمت یک ترکیب کامل گرایش داشت که از تمام مواد موجود استفاده میکرد و آن را در یک دانش بالاتر ادغام میکرد. قرار بود انسان به عنوان یک کل، در کلیت عملکردهای فیزیولوژیکی، ذهنی و معنویاش درک شود. او آرزو داشت این کار را به گروه کوچکی از مردان با بالاترین سطح توانایی بسپارد که از شرایط عادی زندگی جدا باشند. آنها در فضایی آرام زندگی میکردند که به آنها اجازه میداد خود را در یک “مغز جمعی” واقعی متمرکز کنند. این نقطه تلاقی تمام کارهایی بود که با روشی که کارل آن را “تفکر جمعی” توصیف میکرد، در اختیار او قرار میگرفت. او به عنوان یک فرانسوی، در فرانسه معتقد بود که باید برای تحقق این طرح تلاش کند. بنیاد فرانسوی مطالعه مسائل انسانی طرح اولیه بود. او با کمک جوانانی که میخواست آنها را طبق روشهای خود آموزش دهد و بدون در نظر گرفتن موانع و مشکلات وحشتناکی که در هر قدم با آنها مواجه میشد، این وظیفه فوق بشری را که او را به کام مرگ کشاند، بر عهده گرفت. اگرچه از واقعیت Occu بسیار افسرده است
او که از هرگونه آسایش محروم و از سوء تغذیه ضعیف شده بود، با عزمی راسخ به کار پرداخت. او با پاهایی که در پتو پیچیده شده بود، کار میکرد تا با سرمایی که از آن بسیار میترسید، مبارزه کند. او امیدوار بود چند سال دیگر زنده بماند تا این کار را که میتوانست خطوط کلی آن را به وضوح تشخیص دهد، به سرانجام برساند. خدا اجازه نداد. با وجود حمایت اخلاقی دوستانی که تا آخر وفادار ماندند و او را با محبت خالصانه احاطه کرده بودند، قلبش بسیار خسته بود. قلبش که به طرز مرگباری از تهمتهای برخی افراد حسود زخمی شده بود، نمیتوانست در برابر کینهتوزی کسانی که باعث مرگش شده بودند، مقاومت کند. او آن را با آگاهی کامل و با آرامش یک مسیحی پذیرفت. در فعالیت خستگیناپذیرش، تصمیم گرفته بود که دانش خود را قبل از مرگ به “همسایه” خود منتقل کند. او این کتاب را “سلوک زندگی” مینامید. اگر او چند ماه دیگر زنده میماند، این کتاب که قبل از جنگ شروع به نوشتن کرده و کاملاً به دست خودش نوشته شده، به شکل متفاوتی ارائه میشد. این کتاب از مطالبی تشکیل شده است که توسط او گردآوری شده و قرار است قبل از انتشار به زبان دقیق و زندهای که راز آن را میدانست، غربال، صیقل و تکمیل شود. در چنین شرایطی، چرا باید این اثر منتشر شود؟ پنج سال با خودم و دیگران در مورد این سوال بحث کردم. با توصیههای متناقض غرق شدم. اما نتیجه خودم این است که حق ندارم آخرین توصیههای او را فقط برای آرامش شخصیام نگه دارم. این آخرین تأملات، هرچند ناقص، بیش از همه خطاب به کسانی است که مایل به ادامه و توسعه ایدههای مطرح شده در این فصلها هستند. آنها خواهند فهمید که مرگ زودرس الکسیس کارل مانع از آن شد که او این «وصیتنامه» را به پایان برساند، آنطور که ما را به آن عادت داده بود. امید من به جوانانی است که هدف او بودند.
