موضوع اصلی این کتاب درباره زندگی فردی موفق و باهوش است که روزگار اتفاق های ناگواری را برایش رغم می زند . کتاب مرگ ایوان ایلیچ اثر لئو تولستوی است .
دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ
- بدون دیدگاه
- 6,913 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : لئو تولستوی
- دسته : داستان , خارجی , رایگان
- زبان : فارسی
- صفحات : 86
- بازنشر : دانلود کتاب
- قرار گرفت
دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
کتاب های رایگان
کتاب های مشابه
کتاب های اتفاقی
این کتاب مطالب فراوانی در رابطه با مباحث عرفانی بیان می کند. کتاب تمهیدات اثر ...
چیزی که آنها به دنبالش هستند گاه با چیزی که پیدا می کنند بسیار متفاوت ...
در این کتاب با سه داستان کوتاه و نمادین رو به رو می شویم که ...
این کتاب ارزشمند و استثنایی به نویسندگی ( هکتور گارسیا ، فرانچسک میرالس ) بهترین ...
کتاب های جدید
این رمان دنیای محدود یک کودک را مورد بررسی قرار می دهد و نشان می ...
این کتاب مثل آیینه ای است که درونت را صادقانه نشان می دهد ، گفت ...
با راهکارهایی کاربردی برای مدیریت چالشهای مادری و شناخت مسئولیتهای تربیتی، با شیوههای پرورش دخترانی ...
اگر میخواهید بفهمید هنر چگونه میتواند رنجهای زندگی را به زیبایی و معنا تبدیل کند، ...
سفری پر از موجودات افسانهای، نبردهای جادویی و ماجراهای غیرمنتظره که در دل خود رازهایی ...
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ
در یک روز در ساختمان عظیم دادگستری ، در حالی که قاضی و افراد هیئت منصفه دادگاه در حال استراحتی کوتاه برای جلسه پروندهی ملوینسکی بودند ، فیودور با اشتیاق تلاش می کرد تا اثبات کند که این دادگاه و کارکنان صلاحیت لازم برای بررسی به این یک مورد پرونده مهم را ندارد ، در حالی که ایوان بر عکس ، بر ادعای خود اصرار داشت . اما پیوتر ivanovich که تا به حال در مباحث شرکت نکرده بود ، توجهی به بحث ها نداشت و به خواندن یک نامه ی تازهٔ آورده شده مشغول شده بود . سپس اظهار نظر کرد : ” آقایان ، حالا که اینطور شده ، چه اهمیتی دارد ؟ ”
ابلاغیه که تازه بود و مهرش هنوز خشک نشده بود . فیودور خبر زیر را داد و بیان کرد : ” بیایید خودتان مطالعه کنید . از اندوه عمیق درگذشت شوهر عزیز خود ، ایوان ایلیچ گالاوین ، عضو دیوان عالی استیناف را در تاریخ چهارم فوریه هزارو هشتصدو هشتادو دو به اطلاع خویشان و آشنایانشان رساندند . تشییع جنازه روز جمعه ساعت یک بعد از ظهر خواهد بود . ایوان ایلیچ همکار ما بود و همه او را دوست داشتند . از چند هفته پیش بیمار شده بود و می گفتند که از این بستر بر نخواهد خاست . البته همچنان در سمتش باقی بود اما همه فکر میکردند که در حالت مرگ او ، به احتمال زیاد ( شاید alexi یف مقام او را تصرف کند و طرف alexif باشد . حال به این تربیت ، هر فرد که در آنحا یا در دفتر خود حضور داشت در در حال گوش کردن به خبر فوت رفیق خودشان بودند و با خود به خلصه می رفتند که اوضاع چگونه می شه چه تغیراتی قرار است صورت بگیرد اکثر آدم های آنجادر رویای خود در حال ترقی و پیشرفت مقام خود بودند.” fyodor یویچ در این فکر بود : ” حالا مقام shetabel خواهد رسید . خیلی وقته که قول اون پست را به من داده اند . ”
این تغییر پست دارای مزایای زیادیاز جمله یکصد و هشتاد روباه افزایش حقوق می آید . همچنین هزینهٔ ویژهٔ دارالانشاء برای pioter را نیز بررسی کردم . می خوام جابجایی برادر خانومم از kaloga تدابیری اندیشه کنم ، خانومم از این موضوع بسیار شاد خواهد شد و دیگر نخواهد توانست بگه که هیچ حرکتی برای خانواده و دوستانش نزده . pioter با فریاد فرمود : از قبل فهمیده بودم که این مریضی خطرناک نیست . بسیار تاسفبار است که چنین اتفاقی افتاده است . دکتران قادر به شناخت بیماری نبودند . اما هر بار برآیند های مختلفی میگرفتم .برای بار آخر که او را دیدم به نظرم می آمد که وضعیت او بهتر شده است ، اما من از سال نو قبلی اصلا به ملاقاتش نرفتم . قصد داشتم همه چیز آماده کنم و به دیدارش بروم ولی این امکان وجود نداشت . وضعیت زن او چطور است ؟ آیا وضعیتش بدتر است یا خیر ؟ ” « بله ، باید به سراغ آنها بروم ، اما منزلشان بسیار دور افتاده است ، در ضمن برای شما هم زیاد نزدیک نیست . خانهٔ شما به کدام فاصله است ؟ » پس از مرگ ایلیچ ، pioter خندید و فرمود : ” این موضوع قابل حل نیست ، من نمیتوانم خودم را مجاب کنم که به سوی آن سو روم . ” حال آن دو نفر به تالار دادگاه بازگشتند .
پس از واقعهی تلخ فوت ivan ایلیچ ، تغییرات واقعهای در سیستم قضایی مشغول فکر همه بود . به خصوص هر کسی که خبر فوت یک رفیق صمیمی را شنید ، حتی دوستان صمیمی و آشنایان ivanw ایلیچ ، احساس شادمانی انحصاری کردند . آنها شاد بودند که خودشان هنوز زنده و موجود هستند . اما در عین حال، ناخواسته به فکر شرکت در مجلس ختم و بروندن همدردی به خانوادهی مرحوم افکارشان مشغول بود . به خصوص fyodor و ivanovich ، کسانی که نزدیک ترین دوستان ایوان ایلیچ بودند . ivanovich خبر مرگ ایوان را به همسرش داد و به او گوش زد کرد که احتمال زیاد جابجایی برادرش به منطقه اداری خودش بسیار زیاد است . سپس به منزل خانوادهی ilich رفت . در حالی که یک kaleske و 2 تا ارابه در جلوی خانهی ivan منتظر بودند، یک تابوت زینت دار در داخل اتاق نمایش گلابتون قرار داشت .
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






