کتاب ارزشمند هفت اورنگ به قلم جامی شاعر و نویسنده بزرگ ایرانی می باشد و شامل هفت قسمت است که به شکل مثنوی نوشته شده است.
دانلود کتاب هفت اورنگ
- بدون دیدگاه
- 2,234 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : جامی
- دسته : شعر و ادبیات , تاریخی
- زبان : فارسی
- صفحات : 237
- بازنشر : دانلود کتاب
- قرار گرفت
دانلود کتاب هفت اورنگ
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود کتاب هفت اورنگ
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود کتاب هفت اورنگ
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
کتاب های مشابه
کتاب های اتفاقی
کتاب جرات داشته باش به نویسندگی فردریک فانژه به شما آموزش می دهد که چگونه ...
وقتی جادوی کهن بیدار می شود و خون پادشاهی با شورش گره می خورد ، ...
این رمان با نگاهی متفاوت ، مرز میان ظاهر و حقیقت را به چالش می ...
داستان این کتاب درباره زندگی یک جوان موفق و ثرومتند است که عاشق دختری به ...
این کتاب مجموعه ای از داستان های بامزه و عبرت آموز از پینوکیو شخصیت اصلی ...
کتاب های جدید
دکتر نورمن برای یافتن اسرار بدن از جمله عشق و کشف اسرار مغز مطالب بسیار ...
این نویسنده با هنر آشپزی زمانی آشنا شد که در زندان به سر می برد ...
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب هفت اورنگ
هفت اورنگ جامی ، یکی از هفت اورنگ اول ” سلسلة الذهب ” ، مربوط به تقدیس حضرت حق سبحانه تعالی است . الله الحمد قبل از هر چیز دیگر ، به صفات الجلال و الاکرام است . ساحت قدس او ، پاک از هر چیزی است که مفهوم عقل و ادراک دارد . او را نه به هوا و هوس می توان رساند ، و نه زمینهٔ لا . ای همهٔ قدسیان ! اگر در کوی تو در زمین قدوسی یافت شویم ، بوسیدنشان نهایت عبادت است ! پرتو روی تو ، همه را به سوی خود می کشاند . آیا می توان ره را بدون راهنمایی تو پیدا کرد ؟ نشانمان بده ! ما راه طلبانیم و راه را از آن سوی تو می جوییم . احدی ، ولی منبع اعداد وحدت ، و مجمع اضداد . تو نهایت و آغاز ما هستی ، و هیچان و واحد نیستی . ذات تو ، در سرادقات جلال ، از ازل تا ابد ، یکسان است .
هیچکس فرمانروا و ممنوع کننده من نیست ، تو همه چیز را که می خواهی انجام می دهی .
اي جهان زيبا ، تو از درافشانی ، خواستهام را بده ، نه دام از درافشانی .
به سوی خودم راه نمای تا در آستانه قلبم دری باز کنم .
از من غایبی را به حضوری دوباره هدیه ده ؛ به من سروری و نوری عنایت فرما .
هر چیزی به جز تو ، من را از خود بیزار کن ؛ مرا از پایین تا بالا در نور خود غرق کن .
چقدر باید به خودپرستی خودم گرفتار بمانم ؟ در این تنگناهای وجود خودم ؟
من را از این تنگی ها نجات بده ؛ من را به هر رنگ و بویی برسان .
پرندگان همتم پرواز خواهند کرد ، شاخ به شاخ در باغ های امید .
که من بتوانم دانه های عشق را از بام تو پیدا کنم یا نشانه های عشق را از نامت بشناسم .
ای که راز پنهان من پیش تو آشکار است ! تا چه زمانی منتظر فراموش بود ؟
این نامه پریشانی چه طور ؟ تو واقعا همه حرف ها را می دانی ، چون چوپان شجاعانه به دست می کشاند ، این نامه پر از اشتباهات و نادرستی است ، ای فتح آور عبدالرحمان جامی ، اول با آب عفو خطوطش را بشوئید ! سپس با کلک بخشندگی که در دست شماست ، برای آزادی هایم بنویسید و از خطاها ، خط نجات برایش بنویسید . در بخشش پیامبران و خاتم النبیین (ص) دوباره سرود خويش را ببندید ! چه سودی دارد ؟ چند ضرر میآورد ؟ دست کشیدن به توسط خویشتن در گلیم خود ، دست های خود را بگشایید و به کسب روزی خود توجه کنید . رو به سوی بقای جاودانی دل باز کنید ! جان را در پای احمد بگسترانید ! خدا او را به لقب ” امین ” نامگذاری کرده است ، و به او فضل و کتابت داده است . او لوح تعلیم را به تن نگرفت و به همه از اسرار لوح خبر داد . قلم و لوح در مشتش بود ، از آن نفرت خود از قلم مثل نگاه انگشت بود .
گناه بزرگی است که دفتر همه روحانیت را پاک میسازد ؛ چرا کسی اگر صفحه ای را سیاه ننمود چونگر ، خجالت نمی کشد ؟
همه ما باید از زندگی و ذات او یاد کنیم و اگر هرگز خط او را نخوانیم ، چه بسازد ؟
جان او موج معرفت و اطمینان است و بدون هیچ شک ، در آن استاده است ؛ بله ، در آن است !
باید از روشن گرایی قامتش برای اصلاح خود متعهد شویم ؛ توضیح استقامت و اصول
هدف او مشخص است مانند جعبه تیر و کمان ، کفش تنگ و تاریکی قلب ؛ هدفش چیست ؟
چه ممکن است که ما خلق خدا را وصف کنیم ، پس چگونه ممکن است خلق ، او را وصف کند ؟
ضمناً من از دور به دست پذیرای عجز و نقص خود تسلیمات می فرستم .
این بحث مدام بر توصیه به تداوم عبادت تغییر یافت .
ای برون کشیده شده از جعبهِ تعصب و تخیّل ، حرف زائد را از جدول قلب همیشه پاک کن .
همه در زندگی به منظور یافتن جهان بینی مختلف در کارگاه بوقلمون هستیم !
به زعمات ناپذیر چقدر از نقشه های نابود شده در دل تو تیره است ؛ چقدر در صفحات سیاه پیشروی کرده ای ؟
خود را به عنوان حرف خوان صحیفه ات ببین ! هر چیز اضافی را پاک یا حتی پاک کنید!
دلت آيينه ای است روی آيینه ات چرا تاریک است ؟ صیقلی بزن ! تا آيینه هایت روشن شود .
هر چیز فانی ، از او زدوده می شود و آنچه باقی می ماند ، در او نشان داده می شود .
اگر آيینه آگاه نباشد ، هیچ کس حقیقت ” لا اله الا االله ” را نخواهد دید .
کائنات آرش و کرسی را فهمیده و هر جا که نهنگ آهنگ کرده ، بوی و رنگ باقی نگذاشته است .
کارگاه پرگار ، قدم فاصله های بین اعیان را کشیده و خط عدم را نشان داده است .
نقاط دور چرخان را پرکار نیست برون از دور این کارگاه .
در این فضا چه ترکیب های پیچیده ای وجود دارد ، حکم فنا بر همه محیط دارد .
اگر از حجاب برون بیایی ، تو برتر می شوی و از میانه خارج می شود .
در همه زمین و زمان و کائنات ، همه در او آشکار است و همه در او پنهان .
آفتاب ازل از همه برتر است زیرا در حالت خالص خود از پرده های موجودات برون می آید .
تو حجابی ، اما حجاب خودت ابریشم پرده ای برای نور آفتاب خودت است . اگر از خودت رهایی یافتی ، منبع فیض و نور خاصی خواهی یافت . جذب آن فیض ، حتی از لحظه و عین غیر ممکن به سر می برد و نفی و اثبات ، فقط باری بر دلت است که آن را تحمل کند . گام بردار از دام غرور به سوی برکت حضور . هم در زمان شنیدن و سخن گفتن و هم در هنگام خوردن و خوابیدن ، همیشه وجود داشته باش . همه جا غایب و به واقعیت حاضر ، چشم جانت را به واقعیت نظاره کن . سکر و هوشیاریات یکسان شده ، خواب و بیداریات هم یکسان می شود . نگاه ظاهرت به دیگران دشوار است ، اما نگاه باطنت به حقیقت آسان است . در مراقبت از حال ، به سر مقصودت مراقبه کن و زمان ها را محاسبه کن . در هر تصمیم از لحاظ عقل عمل کن ، تا از فرصت ها گذشته یا در حضور فرصت را ضایع نکنی . هر چیزی را که جز حق از دلت برتر است رد کن و در همه امور ، فقط حق را پایبند باش . تلاش کن تا با همتت نقشه موفقیت خود را بر روی دل خود بکشی و نه بر روی خاک و ، نقش فراموشی .
در هر کاری با دل واقف شو ! تا از کارهای دلهره زده نشوی !
اگر از او مراقبت نکنی ، آن شهباز دوباره به پرواز در می آید .
اما اگر تربيتش کنی ، همه بیماری ها و فساد ها از او دور خواهند شد .
تربيت چیست ؟ آن است که بی وقفه دید به وجودی داشته باشی و از رفتار های خود با خودداری کرده و رضایت خود را در خدا جستجو کنی !
در بحث اختيار و جبر ، اختيار در هر کاری که انجام می دهی مسئول آن کار است .
معنی “فاعل” اختيار چیست ؟ آن است که هنگامی که فاعل به فعل نظر می کند ، خدا بهشت حکمت و نيکوکاری در قلبش نهاد و علم خود را از عدم به وجود آورد .
این همه از اراده و خواست اوست که به فعل وجود بخشاند ، بدون هیچ نقص یا کم و کاست .
به اختيار خيریت درک شد و این به بخشش خداوند بود . هر چه این دانش و خواسته باشد ، سبب آن خواسته قرار می دهد و عقل او را لقب می کند . و آنچه بی این اسباب باشد ، ضرورتی است و نام آن را بدان ! قدرت از اختیار دور است و ارادهٔ فاعل آن بر او مجبور است . هر که در انجام کار خود اختیار داشته باشد ، فعل او از اجبار دور است . گرچه فعل او از اجبار دور است ، اما در آن اختیار واجب است . و اگرچه بی اختیار کارش نیست ، اما در اختیارش نیست . در بيان عيب خود پرداختن و به نقص ديگران توجه نكردن همواره روش درس دهنده ای بود كه شخص ، به قول و عمل خود وفق میدهد . چون کار او با قول مطابق شود ، بی گمان سر انجام پند دادن به دیگران عجیب نیست . زشت است که عیب خود را پنهان کند و به آشکار کردن عیوب دیگران تلاش کند .
چه کسی می داند کجا چرخ مشی زند ؟
به پزشکان مستعد روی باید کرد و دارویی تیره برای رنگ مو گرفت
هر سر مویی عیب دارد ، شیب ، نشانه ای از پیری و گوناگون عیب
زیبایی شعر را به واژگان سفید مخالفت می کنی ، همانطور که شعر را به زیبایی می بری
گاهی املا را درست میکنی اما چگونه ؟ شعر را همچون شعر زیبا می کنی
زمان به شعر سواد را درهم شکست و خودت بگو چه فایده ای دارد شعر داشتن ؟
چرا در ردیفِ قافیه نفوذ می کنی ؟ آیا خودت را در ردیف تنگ قافیه قرار می دهی ؟
شعر با نظم شرافتمندانه ایست و این افسرده ای قافیه و مرگ است
زبانه های خطاب بسوزان پرده های این نظم و کار تاریخ است
زمینهٔ حقيقت چاشنی تلخگويي است و بسيار بهتر از زيبایی کذبه است
آنچه که دروغ باشد ، زيبایي آن چه بود ؟ نور باطل ، در حضور افراد بصيرتمند چه نقشی دارد ؟
در تذمرِ شاعرانِ عصر حديث چیست ؟ ” شعر در حالت خود بد نيست ” این سخن را پيش از افراد دلسوز تأييد نمي کند
” ناله من از خستگی چه بود ؟ ” تقصير بدن است که ناله کند و نه از آن که باعث خستگی شده است
قبل از اینکه علاّمۀ شعر به شعارِ احسان برسد ، خيلي فضيلت طلب بود
مشهور به برتری اخلاقی در همه جوامع ، آنها را با اراده ای بالا و بدون طمع ، و با اقدام های باریک و بیشتری به وجود می آوردند . این شاعر ، هر چند که کوتاه است ، حاوی صد هزار داستان و داستان است . هیچ کس از آنها چیزی جز حرف نخواهد ماند . من برخی از اشعار را نقد می کنم و مسائل را بیان میکنم ! من ایراد شعر را دارم ، مسائلی را مطرح می کنم ، و از شیوهٔ شعر استفاده می کنم .
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
