دانلود کتاب عامه پسند

دانلود کتاب عامه پسند

تخفیف ویژه
ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

150.000 تومان

69.900 تومان

📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾

دانلود کتاب عامه پسند

کارآگاه در شب‌ های خسته :

نیک بلیکی از آن نوع آدم‌ هایی بود که صبح ‌ها از خواب بیدار می ‌شد و نمی ‌دانست امروز را زنده است یا نه . کافه ‌ای کوچک در گوشه‌ی شهر ، با بوی قهوه سوخته و صدای شیشه ‌های ترک‌خورده ، تنها جایی بود که او خود را در آن امن احساس می‌ کرد . دفتر کارش ، یک اتاق سرد با چراغی که مدام چشمک می‌ زد ، پر از پرونده ‌های نیمه‌کاره و یادداشت‌ هایی بود که خودش هم اغلب نمی ‌فهمید چه معنایی دارند .

آن شب ، باران از پنجره‌ های کثیف می ‌بارید و خیابان ‌ها را به رودخانه ‌ای کوچک تبدیل کرده بود . نیک پشت میزش نشست و قوطی نوشابه ‌ای را باز کرد . اولین جرعه تلخ ، طعم شکست و افسردگی داشت . زنگ تلفن شکست سکوت اتاق را . سلام… شما نیک هستید ؟ صدایی آرام ، اما عجیب شنیده شد . هستم ، چه کسی می‌ خواهد با کارآگاه بی‌ پول و خسته‌ی من حرف بزند ؟ نیک پاسخ داد پرونده‌ ای دارم که فکر می ‌کنم تنها شما می‌ توانید حلش کنید …

زنی پشت خط بود ، صدایش مثل نسیمی از دنیایی دیگر می‌ آمد . نیک برای لحظه ‌ای سکوت کرد ، سپس فقط گفت : باشه، من می‌ آیم . خیابان ‌های بارانی پر از نورهای نئون و سایه‌ های مرده بودند . نیک با کلاهی که شبیه سرپوش جنگی بود و کت چرمی کهنه ‌اش ، قدم می‌ زد و فکر می ‌کرد چرا همیشه داستان‌ ها به سمت پوچی و شکست کشیده می‌ شوند . زنی که او را دعوت کرده بود ، در یک آپارتمان کوچک منتظرش بود .

دیوارهای رنگ‌پریده و پرده‌ های خاکستری ، اتاق را شبیه به یک صحنه‌ی تئاتر پوچ کرده بود . زن با نگاه سرد و مرموزش پرونده را به او داد : چندین نامه گمشده ، عکسی که کسی باید پیدا می ‌کرد و یک راز که شاید هیچ‌کس آماده شنیدنش نبود . نیک سعی کرد سؤال کند ، اما زن فقط لبخندی زد که هیچ معنایی نداشت و رفت .

ساعت‌ ها گذشت و نیک میان کوچه ‌های بارانی دنبال سرنخ می ‌گشت . در گوشه ‌ای ، پیرمردی نشسته بود و سیگار می ‌کشید . نیک نزدیک شد : می‌ دونی کسی نامه ‌ها را برده ؟ پیرمرد نگاهش کرد ، خنده‌ ای کوتاه زد و گفت: جواب‌ ها همیشه نزدیک‌ ترین جاها هستند ، اما آدم ‌ها نمی‌بینند.

نیک چندین کوچه را زیر باران جستجو کرد و سرانجام به یک انبار قدیمی رسید . سایه ‌ها حرکت می ‌کردند و صدای پچ‌پچ ‌ها فضا را پر کرده بود . او با احتیاط وارد شد و ناگهان چیزی جلویش افتاد ؛ نامه ‌ای مهم با مهر های کهنه و جوهر ریخته . اما ماجرا همین نبود . نامه ‌ها واقعی بودند ، اما کسی که باید آن ‌ها را می ‌گرفت ، ناپدید شده بود . نیک در میان انبار ایستاده بود و فکر می‌ کرد : همه چیز پوچ است ، حتی وقتی به نظر درست می‌آید .

بازگشت به دفترش ، نیک نامه‌ ها را روی میز گذاشت و دوباره قوطی نوشابه را باز کرد . او می ‌دانست که پرونده حل شده ، اما حقیقت واقعی این بود که هیچ چیزی تغییر نکرده بود . یک هفته گذشت و زن نقاب‌ دار دوباره تماس گرفت . این بار نیک به یک ساختمان متروکه فرستاده شد . دیوارهای ترک خورده ، پنجره ‌های شکسته و صدای وزش باد ، فضا را بیشتر شبیه یک کابوس کرده بود . او وارد شد و ناگهان موجودی عجیب و نامعلوم جلویش ظاهر شد ؛ سایه ای که هم شبیه انسان بود و هم نه .

نیک آهی کشید و گفت : باز هم شما ! آیا پرونده ‌ای باقی مانده که من نمی‌دانم ؟ موجود هیچ پاسخی نداد ، فقط دستش را به سمت جعبه ‌ای حرکت داد و ناپدید شد . نیک جعبه را باز کرد و دید نامه‌ها و عکس‌ها ، اما این بار هیچ توضیحی نداشتند . او فهمید که دیگر تفاوتی ندارد چه کسی درست است و چه کسی دروغ می‌ گوید . همه چیز پوچ بود و هیچ چیز معنای واقعی نداشت . نیک نامه‌ ها را روی میز گذاشت ، قوطی نوشابه‌ ای باز کرد و لبخندی تلخ زد : زندگی همیشه همین است : یک پرونده‌ی ناتمام ، سایه‌ های بی ‌پایان و رازهایی که هرگز حل نمی‌شوند .

صبح فردا ، نیک دوباره به خیابان ‌ها رفت . باران نباریده بود ، اما خیابان ‌ها هنوز خیس و تاریک بودند . او با کلاه و کت چرمی ‌اش قدم می ‌زد ، می‌ دانست که پرونده‌ ها پایان ندارند و همیشه ماجراهای عجیب و پوچ در کمین او هستند . و به همین ترتیب ، نیک بلیکی ادامه داد : دنبال حقیقتی که هرگز به آن نمی ‌رسید ، میان سایه‌ ها و چراغ‌ های چشمک ‌زن ، با طنزی تلخ که تنها خودش می ‌فهمید ، تا وقتی که دنیا تمام شود یا او دیگر توان ادامه نداشته باشد .

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم