دانلود کتاب پاستیل های بنفش

داستان این کتاب جذاب به نویسندگی کاترین اپلگیت زندگی پسری را به تصویر می کشد که درون ذهن خود یک دوست خیالی دارد .

دانلود کتاب پاستیل های بنفش

تخفیف ویژه

دانلود کتاب پاستیل های بنفش

رایگان

دانلود کتاب پاستیل های بنفش

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

کتاب های مشابه

کتاب های اتفاقی

در باره زندگی دو جوانی است که به بیماری نادری مبتلا هستند و همین امر ...

این کتاب مجموعه ای از داستان های بامزه و عبرت آموز از پینوکیو شخصیت اصلی ...

کتاب های جدید

دکتر نورمن برای یافتن اسرار بدن از جمله عشق و کشف اسرار مغز مطالب بسیار ...

این شاهکار یک کتاب در ژانر عاشقانه می باشد که نویسنده ، آن را در ...

این کتاب به شما آموزش می دهد که چگونه آرامش را در میان درد های ...

این نویسنده با هنر آشپزی زمانی آشنا شد که در زندان به سر می برد ...

داستان این کتاب درباره دختر جوانی به اسم جولیت است که در بند اسارت مورد ...

دانلود کتاب پاستیل های بنفش

من به مسئله های مهم راجب گربه‌ ای که موج سوار بود پی بردم . اولین چیز ، او یک گربه موج سوار بود . دومین چیز ، روی تی‌ شرتش نوشته بود ” گربه‌ها سرور ، سنگها خاک برسر ” . سومین چیز ، یک چتر بسته در دستش داشت که به نظر می‌ رسید همه چیز دغدغه‌ اش برای خیس شدن بود ، اما وقتی به این موضوع فکر می‌ کنی ، متوجه می‌ شوی که با موج سواری جور درستی ندارد . چهارمین چیز ، انگار هیچ کس دیگری توی ساحل نمی‌ دیدش . او بدرستی روی موج سوار شده بود و به نرمی حرکت می‌ کرد ، اما وقتی به نزدیک ساحل آمد ، به اشتباه چترش را باز کرد .
باد تند او را به هوا بالا برد و پیشی از کنارش گذشت ولی حتی به نظر نمی‌ رسید که مرغ دریایی او را متوجه شده باشد .
کت سفید مشکی از نوع پنگوئنی روی تن او بود و به نظر می‌ رسید که می‌ خواست با این لباس رسمی به یک جایی خاص برود . فکر کردم که بسیار آشنا به نظر می‌ آید .
زیر لبم زمزمه کردم : ” کرنشا . ” نگاهی به اطراف انداختم و دیدم که برخی در حال ساختن قلعه‌ های شنی برای فریزبی بودند و برخی دیگر داشتند خرچنگ‌ها را تعقیب می کردند . از آن جا گذشتم ولی هیچکس به چشمم نخورد . چشم هایم را محکم بستم و به آرامی تا از 1 تا 10 شمردم . به گمانم 10 شماره بست بود تا جلوی دیوانگیم را بگیرم .
تا آخر حدود چند متر چتر قرمز و زرد ، شبیه به یک نیزه بزرگ ، در شن ها افتاده بود . روی دسته آن ، تصویر موش‌ های کوچک به همراه چندین کلمه با مداد نوشته شده بود : ” این چرخونک متعلق به کرنشا است . ” پس از بستن و باز کردن چشم‌ هایم ، چتر یا چرخونک یا هر چیزی چون گربه ناپدید شده بود . در اواخر ماه ژوئن ، زمانی که هوا گرم و دلپذیر بود ، من هنوز سرد بودم . جسمم ، همچنان مانند لحظه قبل از ورود به عمق اعمقین استخر ، در حال آماده شدن به نظر میرسید . انگار که به سوی مقصدی حرکت می‌ کنم ، ولی هنوز به آنجا نرسیده‌ ام ، اما باور دارم که راه بازگشت نخواهد بود .
مسئله این که من اصلاً تمایلی به پیچیده‌ گویی و دوست گرفتن شخصیت‌ های خیالی ندارم . واقعیت‌ پرستی یا جدیت من در ورود به سن پنجم امسال زیاد نیست و نمی‌ خواهم دیگران فکر کنند که من دیوانه هستم . من عاشق حقیقت هستم و همواره چنین بوده‌ ام . قوانین و واقعیت‌ های اساسی مانند عطر کلم بروکسل که بوی جوراب سه روزه مانده دارد ، برای من بسیار جذاب‌ اند . البته ممکن است این نگرش برای بسیاری سلیقه‌ ای باشد ، اما من خودم هرگز این تجربه‌ی عجیب را نداشته‌ام ؛ به همین دلیل ممکن است قضاوت من نادرست باشد .
حقیقت برای محققان بسیار حائز اهمیت هستند ، به ویژه برای من که آرزو دارم در آینده یک دانشمند شوم و به عشق حقایق طبیعی . حقایقی که وقتی مردم آن‌ها را می‌ شنوند ، شگفت‌ زده می‌ شوند و می‌ گویند : « آیا واقعاً این امکان پذیر است ؟ »
مثل حقیقت اینکه یوزپلنگ‌ها قادرند 112 کیلومتر در ساعت بدونند ، یا  سوسک بدون وجود کله اش بیشتر از 6 روز زنده میمونه من آرزو دارم محقق حیوانات شوم . هنوز اطمینان کامل ندارم که کدام نوع از حیوانات مورد علاقه‌ ام است ، اما الان به طور واقعی از خفاش‌ ها خوشم می‌ آید . البته ، تمایل ام به یوزپلنگ‌ها ، گربه‌ها ، سگ‌ها ، مارها ، موش‌ ها و کرگدن‌ ها هم زیاد هست . ممکنه در آینده ، بتوانم یکی از آن‌ ها را برای مطالعه و تحقیق انتخاب کنم .
من علاقه زیادی به تریکس ها دارم ، اما آنها سال‌ ها قبل منقرض شده‌ اند . من و دوستم ماریسول همیشه تمایل داشتیم که به عنوان باستان‌ شناس فعالیت کنیم و به دنبال فسیل‌ های دایناسورها بگردیم . ماریسول همیشه استخوان‌ های باقی‌ مانده از غذای دایناسورها را در آکواریوم شنی نگه می داشت تا بتوانیم از آنها برای تمرینات حفاری استفاده کنیم . امسال ، من و ماریسول یک گروه خدماتی برای حیوانات خانگی راه‌ انداختیم و آن را ” گردشگری حیوانات ” نامیدیم . گاهی اوقات ، وقتی حیوانات را برای گردش می‌ بریم ، در مورد حقایق طبیعی صحبت می‌ کنیم . دیروز ، ماریسول گفت که خفاش می‌ تواند ۱۲۰۰ پشه را در 60 ثانیه نوش جان کند .
واقعیت اغلب بهتر از داستان‌ هاست . شما نمی‌ توانید وزن و احساس واقعیت را که در یک داستان وجود دارد ، درک کنید . همچنین ، وقتی داستان‌ ها را با دقت مطالعه می‌ کنید ، متوجه می‌ شوید که اغلب دروغ است . من هم ترجیح می‌ دهم دروغ نشنوم . در کودکی ، هرگز علاقه‌ ای به لباس‌ هایی با طرح بتمن یا حیوانات نداشتم و به هیولا های زیر تخت نخوابیدم .

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

1 دیدگاه دربارهٔ «دانلود کتاب پاستیل های بنفش»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم