دانلود کتاب ساعت دل
- بدون دیدگاه
- 759 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : اروین د. یالوم , بنجامین یالوم
- دسته : آموزشی , خارجی , روانشناسی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب ساعت دل
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾
🎲 اینم کتابای اتفاقی یهویی ▾
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب ساعت دل
مقدمه
زمانی این ایده جسورانه به ذهنم رسید که مهمترین بینشهایم در مورد چگونگی انجام رواندرمانی را در کتابی مفید به نام «موهبت درمان» گردآوری کنم. در مقدمه آن نوشتم که در سن هفتاد سالگی، دو اتفاق برای من در حال رخ دادن بود. اول، بیمارانم نگران این بودند که چقدر میتوانم به آنها کمک کنم. آیا به تعطیلات میروم و دیگر هرگز برنمیگردم؟ آیا ممکن است به زودی به مزار من سر بزنند؟ دوم، با توجه به مرگ قریبالوقوعم، متوجه شدم که میخواهم آنچه را که در چهار دهه فعالیتم به عنوان رواندرمانگر آموختهام، به دیگران منتقل کنم و این کار را هر چه سریعتر انجام دهم.
این ترسها کمی زودگذر بودهاند و بیش از بیست سال بعد، هنوز در حال بررسی این هستم که چگونه میتوان به بهترین شکل به بیماران و درمانگران کمک کرد. اکنون، با نزدیک شدن به نود و سه سالگی، شاید نگرانیهایی مانند مرگم و نیاز به انتقال درسهای سخت آموخته شده واقعاً ضروری باشند. مطمئن نیستم. حدود بیست سال دیگر با من تماس بگیرید! چیزی که در طول شش دهه فعالیتم به عنوان درمانگر ثابت بوده این است که اشتیاق به ارتباط انسانی، نیروی اصلی کسانی است که به دنبال کمک هستند. مردم آرزوی روابط نزدیکتر و بهتر را دارند. کلید ایجاد این روابط غنی، توانایی و تمایل به گشودن و به اشتراک گذاشتن فضای صمیمی با دیگران است. این ممکن است به اندازه کافی آسان به نظر برسد، اما اکثریت قریب به اتفاق بیمارانی که من با آنها روبرو شدهام در انجام این کار مشکل دارند.
صمیمیت نیاز به آسیبپذیری دارد: نمیتوانید انتظار داشته باشید که دوست، خویشاوند یا شریک زندگیتان با شما گشوده باشد، مگر اینکه خودتان مایل به گشودن آنها باشید. و چنین آسیبپذیری، تقریباً به طور تعریف، احساس امنیت نمیدهد. بسیاری از ما – اکثر ما – تجربیاتی داشتهایم که در آن آسیبپذیری عاطفی از مسیر خود منحرف شده است. این وحشتناک به نظر میرسید و ما به سرعت دفاعهایی را ایجاد کردیم، که مهمترین آنها یادگیری این بود که به خودمان اجازه ندهیم دوباره گشوده شویم. اما افسوس، اگر هرگز به خودمان اجازه ندهیم گشوده شویم، هرگز ارتباطی را که آرزویش را داریم، به دست نمیآوریم. برای کسانی که با کار من در رواندرمانی وجودی آشنا هستند، این تأکید بر ارتباط بین فردی ممکن است نامتجانس به نظر برسد. در واقع، با بازخوانی مقدمه کتاب «هدیه درمان»، متوجه میشوم که من این دو را به عنوان «علایق موازی اما جداگانه» مورد بحث قرار دادهام. رواندرمانی وجودی بر تعارضات درونی بیماران که از مواجهه با مفروضات وجود انسان – مرگ، انزوا، معنای زندگی و آزادی – ناشی میشود، تمرکز دارد. من خاطرنشان کردم که این دیدگاه وجودی (زیرا یک رویکرد گسسته و کامل به درمان نیست) کار من با افراد را شکل داده است. از سوی دیگر، در درمان بین فردی، فرض میکنم که بیماران به این دلیل دچار مشکل میشوند که قادر به ایجاد، پرورش و حفظ روابط نزدیک با دیگران نیستند. من این را در درجه اول در کارم با گروههای درمانی یافتم، جایی که بر تبادلات، تکانهها و احساساتی که از پاسخهای اعضا به یکدیگر ناشی میشد، تمرکز کردم. اکنون احساس میکنم که این دو مجموعه نگرانی ممکن است در نهایت چندان متمایز نباشند. یکی از محرکهای بزرگ اضطراب وجودی، وضعیت تنها بودن ما در جهان است، به طوری که هرگز نمیتوانیم تجربه خود را به طور کامل با دیگری به اشتراک بگذاریم. این انزوای نهایی میتواند وحشتناک باشد و مطمئناً در الهیات اکثر ادیان نقش دارد، که با اطمینان دادن به ما که بخشی از یک کل بزرگتر هستیم، به ما آرامش میدهند. برای بسیاری از ما، چه مذهبی باشیم چه نباشیم، ارتباط عمیق با دیگران بهترین مرهم برای آن انزوا و اضطرابهای ناشی از آن است. به این معنا، وقتی میگویم که اکثر افراد برای کمک به مشکلات بین فردی به درمان میآیند، این کاملاً با نگرانیهای وجودی مرتبط به نظر میرسد. به همین ترتیب، در حالی که داستانهایی که این کتاب را تشکیل میدهند، همگی در مورد کار کردن با بیماران به صورت انفرادی هستند، رویکردی که من به کار میبرم، صریحاً بین فردی است، کاوش در فضای عاطفی اینجا و اکنون بین ما دو نفر و استفاده از آنچه از این یاد میگیریم برای کمک به بیمار در برقراری ارتباط بهتر با دیگران. بنابراین، باز هم، وجودی و بین فردی چندان از هم جدا نیستند. این نیاز به ارتباط برای کاهش دغدغههای وجودی قطعاً برای من صادق بوده است، و پس از مرگ همسرم، مریلین، که شصت و پنج سال با او زندگی کرده بودم، در سال ۲۰۱۹ به شدت مورد توجه قرار گرفت. کووید تنها چند ماه بعد ظاهر شد و من بخش عمدهای از سه سال بعدی، یعنی بازه زمانی این کتاب، را در انزوای سنگین گذراندم. به این موارد، این واقعیت را هم اضافه کنید که وارد قلمرو جدی پیرمردها شده بودم. تقریباً همه دوستان و همکارانم فوت کرده بودند، یا به نظر میرسید که فوت کردهاند.
