دانلود کتاب بر قله های نا امیدی
- بدون دیدگاه
- 646 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : امیل چوران
- دسته : شعر و ادبیات , خارجی
- زبان : فارسی, انگلیسی, رومانیایی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی و رومانیایی قرار گرفت گرفت
دانلود کتاب بر قله های نا امیدی
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾
🎲 اینم کتابای اتفاقی یهویی ▾
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب بر قله های نا امیدی
تغزلی بودن
چرا نمیتوانیم در خود محصور بمانیم؟ چرا به دنبال بیان و فرم هستیم، سعی میکنیم خود را از محتوا خالی کنیم و یک فرآیند آشفته و سرکش را نظاممند کنیم؟ آیا مفیدتر نخواهد بود که خود را به سیالیت درونیمان رها کنیم، بدون فکر عینیتیابی، و تنها با یک شهوت درونی تمام جوششها و آشفتگیهای درونی را جذب کنیم؟ در این صورت، با شدتی بینهایت غنی، تمام رشد درونی را که تجربیات معنوی به کمال میرسانند، تجربه خواهیم کرد. تجربیات متعدد و متمایز با هم ادغام میشوند و به یک جوشش بسیار بارور تبدیل میشوند.
در نتیجه این رشد، احساسی از واقعیت، از حضور پیچیده محتویات روح، شبیه به خیزش امواج یا یک تشنج موسیقیایی، متولد میشود. پر از خود بودن، نه به معنای غرور، بلکه به معنای ثروت، عذاب کشیدن از یک بینهایت درونی و یک تنش شدید، به معنای زندگی با چنان شدتی است که احساس میکنید به خاطر زندگی در حال مرگ هستید. این احساس آنقدر نادر و آنقدر ستودنی است که باید به درگاهش فریاد بزنم، احساس میکنم باید به خاطر زندگی بمیرم. و از خود میپرسم آیا این (جستجوی توضیحات بیپایان) نیست. وقتی هنوز گذشته را به عنوان یک رنج در درون خود در لحظهای از رخوت بیتفاوت دارید، وقتی حضور کامل در لحظه حال، بیمعنی و ریتم، تعادل و یکنواختی را در بر میگیرد، آنگاه در آخرین زندگی، در مرگ گرفتار میشوید بدون وحشتی که در مقابل آن قرار دارد و با وسواس مرگ همراه است. این احساسی مشابه احساسی است که عاشقان دارند وقتی در بحبوحه خوشبختی، ماشین مرگ به طور گذرا، اما شدید، یا با لحظاتی از عدم قطعیت بر آنها ظاهر میشود. وقتی در عشقی، که از پیش آگاهی از پایان یا جدایی زاده میشود، افراد کمی هستند که بتوانند چنین تجربیاتی را تا انتها تحمل کنند. همیشه خطری جدی در ذهن افکاری که نیاز به عینیت یافتن دارند، در حبس انرژیای که تمایل به انفجار دارد، وجود دارد، زیرا ممکن است به لحظهای برسید که دیگر نتوانید انرژی سرریز شده را کنترل کنید. و سپس فروپاشی ناشی از سرریز شدن است. تجربیات و وسواسهایی وجود دارد که نمیتوان با آنها زندگی کرد. آیا در اعتراف به آنها رستگاری نیست؟ تجربه وحشتناک و وسواس وحشتناک مرگ، وقتی در آگاهی نگه داشته میشوند، به … تبدیل میشوند. صحبت از مرگ که شد، تو هستی خودت را نجات دادی، زیرا محتویات عینی واقعیت خود را از آگاهی از دست میدهند. به همین دلیل، مرگ نمایانگر آغازی از فعالیت معنوی است: زیرا نشاندهندهی وجودی از «چیزی» در درون است که نمیتوان آن را سرکوب کرد، اما میتوان آن را به طور کامل بیان کرد. «چیزی» به معنای ناتوانی در بسته ماندن در درون خود است. این اوج تجلی به همان اندازه که تغزل عمیقتر و متمرکزتر است، شدید نیز هست. زیرا انسان در رنج تغزلی است. و در عشق؟ زیرا این حالات، اگرچه از نظر ماهیت و جهتگیری متفاوت هستند، از عمیقترین و ظریفترین اعماق وجود انسان، از مرکز عینیت، ناشی میشوند. این نوعی منطقه ضربان و تابش است. شما زمانی غنایی میشوید که زندگیتان با ریتمی اساسی میتپد و زمانی که احساس آنقدر قوی است که کل جوهره شخصیت ما را در خود ترکیب میکند. آنچه در ما منحصر به فرد و معنادار است، به شکلی چنان بیانگرانه تحقق مییابد که فرد، امر کلی را به سطح خود ارتقا میدهد. عمیقترین تجربیات ذهنی نیز عمیقترین هستند، زیرا در آنها فرد به گنجینه فکری iepi میرسد. فهم واقعی منجر به یک کلیت میشود، غیرقابل دسترس برای کسانی که در یک منطقه پیرامونی عمل میکنند. تفسیر عامیانه از کلیت در این مورد بیشتر نوعی پیچیدگی در امتداد میبیند تا یک درک غنی و کیفی. بنابراین،
