این کتاب جذاب توسط آلیس فینی داستان زندگی یک زوج جوانی را به تصویر می کشد که با مشکلات فراوانی مواجه هستند و در تلاشند که را حلی برای این مشکلات پیدا کنند .
دانلود کتاب سنگ کاغذ قیچی
- بدون دیدگاه
- 2,676 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : آلیس فینی
- دسته : داستان , خارجی , رایگان
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : 296 + 262
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب سنگ کاغذ قیچی
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود کتاب سنگ کاغذ قیچی
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
کتاب های مشابه
کتاب های اتفاقی
این کتاب بی نظیر به شما آموزش می دهد که چگونه نوآوری داشته باشید و ...
این اثر ، نمایشی تاریخی را در سه پرده بر اساس شورش مازیار به تصویر ...
کتاب کلیله و دمنه به نویسندگی ابوالمعالی نصرالله منشی داستان های متنوعی از زبان حیوانات ...
این اثر یکی از بزرگترین داستان های عاشقانه تمام دوران تاریخ می باشد که از ...
این کتاب به شما آموزش می دهد که چگونه آرامش را در میان درد های ...
کتاب های جدید
اگه تا حالا حس کردی هیچکس واقعاً تو رو نمیفهمه، شاید با یومی چانگ خیلی ...
پشت چهرهای جوان و بینقص، رازی تاریک در حال شکلگیری است؛ رازی که با هر ...
نگاهی متفاوت، جذاب و طنزآمیز به زندگی چهرههای نامدار تاریخ؛ روایتی که وقایع و شخصیتهای ...
روایتی از آدمهایی که در جستوجوی جایگاه خود در زندگی، با روابط پیچیده روبهرو میشوند؛ ...
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب سنگ کاغذ قیچی
در فوریه ۲۰۲۰ ، حس می کنم شوهرم نتوانسته است صورتم را تشخیص دهد . احساس می کنم هنگام رانندگی ، به من زل زده است و نمی دانم چه چیزی را مشاهده می کند . حتی چهره های دیگر نیز برایش غریبه است . همچنان عجیب است که مردی که با او ازدواج کرده ام نتواند من را به درستی تشخیص دهد . او نباید مجبور شود که من را در صف تشخیص چهره در اداره پلیس قرار دهد . حتی بدون آنکه من به سمتش نگاه کنم ، می فهمم که صورتش چه حالتی گرفته است همان قیافه عبوس که من به عنوان بهانه مطرح کرده بودم ؛ برای همین حتی در حال رانندگی ، حواسم 6 دانگ به جاده بود . اکنون برف شدیدتر می بارد ، مثل رانندگی روی لاک غلطگیر ، و برف پاککن ها برای پاک کردن برف خود را به سرعت حرکت می دهند . ماشینم مثل خودم در سال ۱۹۷۸ وارد این دنیا شد .
اگر وسایلتان را به خوبی نگهداری کنید ، می توانند مدتها به کارتان بیایند ، اما به نظر می آید همسرم دوست دارد هر دو را با مدل جوان تری جایگزین کند . از وقتی خانه خارج شدیم ، آدام 100 دفعه کمربند ایمنی خود را بررسی کرده و دستهاشو را مانند 2 توپ روی پاهاش فشار می دهد . مسافرت از لندن تا اسکاتلند نباید بیش از هشت ساعت طول بکشد ، اما جرات نمی کنم در این طوفان تند ، بیشتر بروم . حتی اگر هوا تاریک شود و ممکن است گم شویم ، آیا گذراندن یک آخر هفته در سفر می تواند رابطه مان را نجات دهد ؟ این سؤال همواره در ذهن همسرم هنگام مطرح شدن پیشنهاد مشاور آشفتگی زیادی به همراه دارد . من از اینکه اینقدر زمان زندگی امان را ضائع کرده ام و به جای زندگی کردن ، زندگی ام را فقط گذرانده ام ، بسیار ناراحت هستم .
قبلاً مانند حال نیستیم ، اما خاطرات گذشته ممکن است تصویر ما را تغییر دهند . به همین دلیل می خواهم تمام تمرکزم را به آینده اختصاص دهم . هنوز بعضی اوقات در آینده به همراه همسرم تصور می کنم ، اما گاهی به زندگی تنهایی هم فکر می کنم . نمی خواهم این اتفاق بیافتد ، امّا فکر می کنم ممکن است برای هر دومان بهترین باشد . زمان می تواند روابط را تغییر دهد ، همان طور که دریا میت واند شکل ماسه ها را تغییر دهد . همسرم گفت که وقتی هشدار های هواشناسی را دیدیم ، باید سفر را به تعویق می انداختیم ، امّا من نتوانستم . هر دو می دانیم که این سفر آخرین فرصت برای حل مسائل است یا حداقل باید تلاش کنیم و این مسئله را فراموش نکنیم .
گناه شوهرم نیست که یادش می رود من کیستم . آدام با یک مشکل عصبی به نام ” ناتوانی در تشخیص چهره ” روبرو است . این به این معناست که او قادر نیست اجزای مختلف چهره ها را تشخیص دهد ، از جمله چهره خودش را . او بارها در خیابان از کنارم گذشته و به این دلیل به من بعنوان یک غریبه رفتار کرده است . اضطراب اجتماعی که از این مشکل ناشی می شود ، بر هر دومان تأثیر گذار است . ممکن است در یک مهمانی با دوستان زیادی مواجه شود و حتی نتواند حتی یک نفر را در آنجا تشخیص دهد . این باعث می شود که بسیاری از زمان ها به تنهایی بمانیم در حالی که با یکدیگر هستیم ، اما احساس کنیم که واقعاً تنها هستیم . ” ناتوانی در تشخیص چهره ” تنها مشکل شوهرم نیست که باعث می شود حس کنم نامرئی ام . او همواره بچه نخواست . همیشه می گفت که نمی تواند تحمل کند که صورت های آشنایان را به خوبی تشخیص دهد . این مشکل از زمان زندگی او همراه او بوده و من هم از آن زمانی که با او آشنا شدم ، با آن مواجه بودم . گاهی اوقات ، یک فقره مصیبت ، موهبتی است .
احتمالا همسرم چهره ام را نشناخته باشد ، اما از بوی عطرم ، صدایم و لمس دست هایم می تواند به درستی من را بشناسد . ازدواج ها به بن بست نمی رسند ، مردم به بن بست می رسند . من همان زنی نیستم که سال ها پیش عاشقم شد . آیا می تواند بگوید که حالا چقدر پیرتر شده ام ؟ آیا متوجه تار های خاکستری در موهای بلندم شده است ؟ ولی خط و خطوط روی فیسم نشانه ای از لبخند نیستند . ما رازها و رؤیاهایمان را با هم به اشتراک می گذاشتیم ، فقط مورد تختخواب مشترک مان با هم نبود . هنوز هم جملات همدیگر را تکمیل می کنیم ، اما این روزها به درستی کار نمی آیند .
او زیر لب می گوید که حس می کند ما در حال گردش در اطراف خودمان هستیم . یک لحظه نمی فهمم که او منظورش از دواج ما است یا مهارت من در جهت یابی . آسمان خاکستری تهدید آمیز به نظر می رسد و انگار که حال و هوای همسرم را بازتاب می دهد . برف روی جاده فرود آمده و سرعت باد هم افزایش می یابد ، اما تمام اینها در مقایسه با طوفانی که در دل خودرو شکل گرفته ، کم ارزش به نظر می رسد . من می گویم : ” میشه جهت هایی که پرینت گرفتم را پیدا کنی و برای من دوباره بخوانی ؟ ” من سعی می کنم عصبانیت خود را پنهان کنم ، اما موفق نمی شوم . او میگوید : ” مطمئنم نزدیک شدیم . ” به طور متفاوت از من ، شوهرم با ظاهرش می تواند سن خود را به خوبی پنهان کند ؛ با مدل موی خوب ، پوست برنزه و اندامی که ناشی از تمرینات ورزشی فعال است ، به نظر نمی رسد که چهل و چند سال دارد . او همیشه خوشحال به نظر می رسد ، به ویژه در برابر واقعیت .
آدام یک نویسنده فیلم است که از پایین ترین پلهی دشوار هالیوود شروع کرد . او تجربهی شروع حرفهی سینما را به عنوان یک تجربه واقعی توصیف می کند و می گوید که ورود به این حرفه برای همه آسان نیست . با این حال ، او توانست با کار و تلاش ، به موفقیت برسد . اولین فیلمنامه اش را فروخت و از آن زمان به عنوان یک نویسندهی حرفه ای شناخته می شود . او تا به امروز موفق بوده است و همیشه به دنبال بهبود و پیشرفت است .
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
