این کتاب داستان زندگی مردی را به تصویر می کشد که در خیال زندگی می کند و متوجه می شود که ساده ترین لحظات هم می توانند مسیر خوشبختی را بسازند.
کتاب آبلوموف ( Обломов ) اثر ایوان گنچارف نویسنده مشهور روسی است.
این کتاب داستان زندگی مردی را به تصویر می کشد که در خیال زندگی می کند و متوجه می شود که ساده ترین لحظات هم می توانند مسیر خوشبختی را بسازند.
کتاب آبلوموف ( Обломов ) اثر ایوان گنچارف نویسنده مشهور روسی است.
150.000 تومان
69.900 تومان
رمان آبلوموف نوشتهٔ ایوان گنچارف اثری است که در ظاهر دربارهٔ مردی آرام و بیحوصله نوشته شده، اما در عمق خود تصویری کامل از یک دورهٔ تاریخی و یک سبک زندگی رو به زوال ارائه میدهد. آبلوموف، قهرمان داستان، مردی است که هر حرکت کوچک برایش تبدیل به چالشی بزرگ میشود و زمان برای او چیزی شبیه موجهای آرام دریا است؛ بیشتاب، بیصدا و همیشه کمی خوابآلود. او روی تخت یا مبل زندگی میکند؛ جایی که جهان واقعی از آنجا همیشه دور، خستهکننده و بیرحم به نظر میرسد. گنچارف این شخصیت را نه برای خنداندن مخاطب، بلکه برای نشان دادن نوعی بیعملی نهادینهشده خلق میکند. این بیعملی فقط مربوط به یک فرد نیست، بلکه نوعی روحیهٔ اجتماعی است که در آن دورهٔ روسیه وجود داشت.
آبلوموف انسانی است که مهربانی و صمیمیت را در حد اعلا دارد، اما بزرگترین دشمنش ارادهاش است؛ ارادهای که مثل شمعی در باد رفتار میکند و هر لحظه ممکن است خاموش شود. او از کودکی در محیطی بزرگ شده که در آن سختی جایی نداشته است. اطرافیانش همهچیز را برایش آماده میکردند و نیاز به تصمیمگیری یا تلاش در او شکل نگرفته بود. گنچارف با اشارههای ظریف، نشان میدهد که راحتی بیش از حد، چگونه میتواند تبدیل به زنجیری نامرئی شود؛ زنجیری که انسان را در ظاهر در آسایش نگه میدارد اما در واقع توان حرکت را از او میگیرد. آبلوموف نماد آدمهایی است که در رویاهایشان زندگی را بهتر از هر تجربهٔ واقعی میبینند و ترجیح میدهند پایشان به جهان بیرون نرسد.
در کنار او شخصیتی مثل اشتولتس قرار دارد؛ انسانی که از ترکیب فرهنگ روسی و نظم آلمانی ساخته شده و درست در نقطهٔ مقابل آبلوموف قرار میگیرد. اشتولتس باور دارد که زندگی میدان حرکت است و اگر کسی بایستد، زمان او را پشت سر میگذارد. او بارها تلاش میکند آبلوموف را از رخوت بیرون بکشد. گنچارف این دو شخصیت را نه به عنوان دو انسان، بلکه به عنوان دو نیرو نمایش میدهد؛ نیروی سکون و نیروی پیشرفت. برخورد این دو نیرو ستون اصلی فضای فکری رمان است. تلاش اشتولتس برای تغییر آبلوموف هرچند صادقانه و شدید است، اما در نهایت به جایی نمیرسد، زیرا آبلوموف به شکل عجیبی با بیعملی خود یکی شده است؛ گویی آرامش و رکود برای او نه انتخاب، بلکه بخشی از وجودش است.
یکی از مهمترین جنبههای داستان، رابطهٔ آبلوموف با اولگا است؛ زنی که در ابتدا با شور و امید وارد زندگی آبلوموف میشود و میخواهد او را از پوستهٔ بیحرکتی بیرون بیاورد. نگاه اولگا به آبلوموف نگاه یک نجاتدهنده است؛ کسی که معتقد است عشق میتواند انسان را عوض کند. اما گنچارف با واقعگرایی، شکنندگی این باور را نشان میدهد. آبلوموف در برابر فشار عشق و مسئولیت، عقب مینشیند. او نمیتواند وارد جهانی شود که در آن باید تصمیمهای واقعی گرفت، باید در برابر آینده ایستاد و باید از منطقهٔ راحتی بیرون آمد. شکست رابطهٔ آبلوموف و اولگا نه به خاطر نبود احساس، بلکه به دلیل نبود توانایی برای تغییر است. این بخش از رمان بهطور تلخ، حقیقتی را بیان میکند: بعضی انسانها آنقدر با آرامش و سستی عجین میشوند که حتی عشق نیز نمیتواند موتور حرکتشان باشد.
گنچارف در بخشهای مختلف کتاب تلاش میکند نشان دهد که آبلوموف یک وضعیت فردی نیست، بلکه تصویری از لایهای از جامعهٔ روسیه است؛ لایهای که در آن مالکیت زمین، بینیازی مالی و قوانین قدیمی باعث شده بودند بسیاری از اشرافزادگان بدون اضطراب کار و تلاش زندگی کنند. این طبقه کمکم در حال فرورفتن بود و رمان «آبلوموف» بهنوعی سندی از آخرین نفسهای آن دوره است. هرچند نویسنده با طنز و گاهی ملايمت، اشرافزادگان را نقد میکند، اما قضاوتی خشن یا یکطرفه ارائه نمیدهد. در نگاه او این افراد قربانی شرایط اجتماعیاند؛ ساختاری که آنها را به راحتطلبی و انفعال سوق داده است.
در میانهٔ رمان، گنچارف خواب معروف آبلوموف را روایت میکند؛ بخشی که به نوعی قلب تپندهٔ اثر است. این خواب، تصویر کودکی آبلوموف را در روستای آرام آبلوموفکا نمایش میدهد؛ مکانی که در آن هیچکس عجله ندارد، کارها همیشه به فردا موکول میشود و زندگی در یک چرخهٔ نرم و بدون تنش جریان دارد. این قسمت نهتنها گذشتهٔ آبلوموف را توضیح میدهد، بلکه بهصورت استعاری چرایی روحیهٔ او و بسیاری از افراد جامعهٔ آن زمان را روشن میکند. خواب آبلوموف از مهمترین قطعات ادبیات روس است زیرا با زبانی شاعرانه نشان میدهد چگونه آرامش بیش از حد میتواند به خوابرفتگی فرهنگی تبدیل شود.
با وجود تمام انتقاد از سستی آبلوموف، نویسنده هیچگاه او را بهعنوان شخصیتی منفی نمایش نمیدهد. او انسانی صادق، وفادار و مهربان است که بهجای جاهطلبی، آرامش را ترجیح میدهد و بهجای رقابت، روابط انسانی ساده و بیشیلهپیله را دوست دارد. در حقیقت، شخصیت آبلوموف تضادی را یادآوری میکند که بسیاری از افراد در خود حس میکنند: میل به آرامش در برابر نیاز به حرکت. شاید بخشی از محبوبیت این رمان نیز به همین دلیل باشد؛ زیرا هر خوانندهای در جایی از زندگی خود نشانی از آبلوموف را در وجودش تجربه کرده است.
در پایان داستان، آبلوموف وارد رابطهای جدید و زندگیای آرامتر میشود؛ زندگیای که با اشتولتس و اولگا متفاوت است، اما با روح او سازگارتر است. انتخاب او نشان میدهد که انسانها همیشه مطابق ایدهآلهای جامعه تغییر نمیکنند. گنچارف نتیجهگیری نمیکند که آبلوموف باید فعال میشد یا اشتولتس باید پیروز میبود. او صرفاً تصویری ارائه میدهد از این حقیقت که هر انسانی جهان مخصوص به خود را دارد و بسیاری از افراد در محدودهای خاص، هرچند کوچک یا ساکن، به آرامش میرسند.
این رمان فراتر از یک داستان دربارهٔ یک مرد تنبل است. این اثر بررسی روح انسان در زمانهایی است که بین رؤیا و واقعیت گیر میکند. مطالعهای دربارهٔ آن بخش از روان انسان که گاهی ترجیح میدهد فرار کند، بخوابد، فکر نکند و دنیا را از پشت پنجرهای آرام نگاه کند. آبلوموف همچنان پس از گذشت سالها، اثری زنده و قابلفهم است زیرا مسئلهای را بررسی میکند که محدود به قرن نوزدهم نیست. هر دورهای، هر جامعهای و هر نسلی، آبلوموفهای خاص خود را دارد؛ کسانی که میان خواستن و توانستن فاصلهای بزرگ حس میکنند و نمیدانند با آن چه کنند.
کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …
ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم