دانلود کتاب ریشه ها

در این داستان نویسنده زندگی خانواده و نسل‌ های قبلش را روایت می کند. کتاب ریشه ها اثر آلکس هیلی نویسنده آمریکایی می باشد.

دانلود کتاب ریشه ها

رایگان

دانلود کتاب ریشه ها

رایگان

کتاب های مشابه

کتاب های اتفاقی

کتاب بی نظیر شفای کودک درون به قلم دکتر لوسیا کاپاچیونه مطالب و تمرین هایی ...

این کتاب به گرداب بی‌ پایان شک و تردید از جمله بهانه‌ های زندگی روزمره ...

به شیوه یک میلیاردر بیاندیشید: این کتاب ارزشمند در رابطه با موفقیت از جمله سرمایه‌ ...

داستان این کتاب درباره زندگی یک جوان موفق و ثرومتند است که عاشق دختری به ...

این کتاب در رابطه زندگی خود نویسنده و تجربه آشنایی با نویسندگان مشهور جهان را ...

کتاب های جدید

یک سفر ساده قرار است زندگی مریم را برای همیشه تغییر دهد؛ جایی که عشق، ...

اگه تا حالا حس کردی هیچ‌کس واقعاً تو رو نمی‌فهمه، شاید با یومی چانگ خیلی ...

پشت چهره‌ای جوان و بی‌نقص، رازی تاریک در حال شکل‌گیری است؛ رازی که با هر ...

نگاهی متفاوت، جذاب و طنزآمیز به زندگی چهره‌های نامدار تاریخ؛ روایتی که وقایع و شخصیت‌های ...

این اثر با زبانی شاعرانه، خواننده را به تأمل درباره انسان و مسیر رسیدن به ...

دانلود کتاب ریشه ها

در اوایل بهار سال 1750، خانواده عمر و بینتا کینته خود را در روستای جافورو در غرب آفریقا یافتند، در فاصله حدود 4 روز از ساحل زامبیا.
پسری مهربان، خوش تیپ و سیاه پوست درست مثل مادرش به دنیا آمد. ماما، پیرمرد نیوبوتز و مادربزرگ یاسی متوجه می شوند که بچه پسر است.
آنها با خوشحالی خندیدند. طبق روایات اجدادشان، اگر اولین فرزند خانواده پسر بود، می دانستند که این امر نشانه رحمت و برکت خداوند بر آن خانواده و نزدیکانشان است. و بده
این یک راه افتخارآمیز برای شهرت و جاودانه شدن خانواده کوئینته بود. در نیمه های شب، وقتی خروس بانگ می زد و سرپستانک ها و مادربزرگ های خرما می پیچیدند و می چرخیدند، اولین صدایی که کودک شنید، ریتم آرام آسیاب چوبی بود که آرد مورد نظر زنان روستا را آسیاب می کرد. از تنورهای سنگی برای طبخ غذاهای سنتی استفاده می شود که دود کم رنگی از فضای روستا به گوش می رسد و صدای خفه شده کشیش روستا به گوش می رسد که برای نماز صبح می خواند. مردان روستا از تخت های چوبی خود پیاده شدند و به سمت مسجد روستا حرکت کردند. سپس مجین روستا گفت: «الله اکبر شهیدکن، لا اله الا الله». این بیانگر عظمت خداوند است و گواهی می دهد که خدای دیگری جز خدای واحد وجود ندارد.
پس از خواندن نماز، مردان برای صرف صبحانه به خانه رفتند. در این هنگام عمر در میان جمعیت وارد شد و با هیجان خبر به دنیا آمدن پسرش داد و همه به او تبریک گفتند.
و برای او آرزوی سلامتی کردند. وقتی مردان به خانه برگشتند، زنان ابتدا یک کاسه غذا برای صبحانه به آنها دادند، سپس به بچه ها غذا دادند و سپس خودشان خوردند. پس از صبحانه، مردان ابزار کشاورزی خود را به مزرعه بردند، مزارع را شخم زدند و آنها را برای کاشت بادام زمینی، کاساوا و پنبه آماده کردند.
طبق سنت های اجدادی ما باید 7 روز آینده زندگی را بگذرانیم
در حالی که فرزندش در حال انتخاب نام بود، او و بیتا مجبور شدند روز گذشته در تمام خانه های روستای جهور بگردند و نام همه را بپرسند.
او مرا به جشن تولد نوزادش دعوت کرد. صبح روز هشتم اهالی روستا در مقابل خانه عمر جمع شدند.
ماست و کلوچه آرد برنج و غسل علی مام و ساز روستایی کرمشیلا و طبل و آلات موسیقی که عرفان باریماسی معلم روستا و عمر دو برادری که از راه دور آمده بودند آوردند. به آنها پیوستند. بینتا با افتخار کودک را در آغوش گرفت و سپس بخشی از موهای کودک را کوتاه کرد. زنان هیجان زده بودند زیرا او بسیار خوش تیپ بود. سپس زن ها دوباره ساکت شدند و در حالی که علی مام مشغول دعا و انتظار بود، طبل ها به زدن ادامه دادند و کیکی که آورده بودند ناپدید شد. مردم روستای خار
برای تبرک پایی خوردند و سپس برای کودک دعا کردند
خداوند به شما توفیق، عزت و سعادت در طول عمرتان عنایت فرماید و به خانواده شما و مردم روستا و قبیله تان فرزندان فراوان عنایت فرماید.
سپس عمر نزد همسرش رفت و کودک را گرفت و در دستان خود بلند کرد. اسمی را که انتخاب کرده بود در گوشش خواند. دوباره بر طبل کوبید و عمر اسم بچه را به همسرش گفت و بعد عرفان را.
فردی که در مقابل مردم می ایستد.
عرفان فریاد زد که اسم بچه کونتا است. این باعث شد که او از موریتانی به زامبیا بیاید، مردم جفور را از گرسنگی نجات دهد، با مادربزرگ یاسیا ازدواج کند و بعدها
کشیش و مجتهد روستا به وظیفه خود عمل کردند.
عرفان یک بار نام اجداد کودک را ذکر کرد. مناره شروع به زدن طبل کرد و مراسم نامگذاری به پایان رسید.
رسید

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم