دانلود کتاب سرخ و سیاه استاندال

دانلود کتاب سرخ و سیاه استاندال

تخفیف ویژه

دانلود کتاب سرخ و سیاه استاندال

رایگان

دانلود کتاب سرخ و سیاه استاندال

تخفیف ویژه

150.000 تومان

69.900 تومان

کتاب های مشابه

کتاب های اتفاقی

این کتاب روایتگر زندگی دلقکی به نام هانس است که از یک خانواده مرفه می ...

این اثر ارزشمند حول محور عشق می باشد و برگرفته از هفت داستان کوتاه است ...

هشت کتاب مجموعه ای از شعرهای سهراب سپری است که در هشت قسمت به طرز ...

در اینجا مسئله عقب‌ افتادگی شرق در مقایسه با غرب به‌ طور کلی مورد بررسی ...

کتاب تاریخی گیتا صحبت های کریشنا و سربازی به نام آرجونا در لحظات قبل از ...

کتاب های جدید

دکتر نورمن برای یافتن اسرار بدن از جمله عشق و کشف اسرار مغز مطالب بسیار ...

این شاهکار یک کتاب در ژانر عاشقانه می باشد که نویسنده ، آن را در ...

این کتاب به شما آموزش می دهد که چگونه آرامش را در میان درد های ...

این نویسنده با هنر آشپزی زمانی آشنا شد که در زندان به سر می برد ...

داستان این کتاب درباره دختر جوانی به اسم جولیت است که در بند اسارت مورد ...

دانلود کتاب سرخ و سیاه استاندال

مقدمه ناشر
در سال ۱۸۳۰، هنری بیل تازه ۴۷ ساله شده بود. و در همان سال بود که با نام مستعار استاندال، اولین اثر از دو یا سه شاهکار انکارناپذیر خود را منتشر کرد. او به مدت نه سال تقریباً به طور مداوم در پاریس زندگی کرده بود. دولت اتریش او را مجبور به این کار کرد، زیرا او را از سفر به ایتالیای محبوبش منع کرده بود. در کتاب «یادگارهای خودخواهی» او، تصویری وفادارانه از زندگی او در دوران بازگشت سلطنت می‌یابیم. او هر روز در کافه با تعداد کمی از دوستان وفادارش ملاقات می‌کرد و مرتباً به سالن‌های ادبی بزرگ می‌رفت، جایی که به عنوان یک گفتگوکننده سرزنده و گاهی بسیار تند و تیز ظاهر می‌شد. در طول اولین درگیری‌های رمانتیسم، او در دو جزوه خود درباره راسین و شکسپیر نشان داد که می‌داند چگونه یک جدل‌گر قهار باشد. علاوه بر این، مردی که امپراتوری او را به عنوان دستیار کمیسرهای جنگ، حسابرس شورای دولتی، بازرس مبلمان و تاج و تخت می‌دید، اکنون چیزی بیش از یک آماتور نبود، شیفته‌ی اپرا، نقاشی، ادبیات زیبا و سیاست. ایده‌ها به خودی خود برای او جذاب بودند. او پیش از این با آثار مختلفی (زندگی هایدن، موتسارت و متاستازیو، ۱۸۱۴؛ تاریخ نقاشی در ایتالیا، ۱۸۱۷؛ رم، ناپل و فلورانس، ۱۸۱۷؛ زندگی روسینی، ۱۸۲۴) که برای گردشگران و همچنین علاقه‌مندان به موسیقی و هنرهای تجسمی مفید بودند، برای خود نامی دست و پا کرده بود، اما به اذعان خودش، سه چهارم آنها صرفاً «گزیده‌هایی سنجیده از بهترین آثار» منتشر شده در مورد موضوعات مرتبط با آنها بودند. بنابراین، استاندال از «سرقت‌های ادبی» خود بی‌خبر نبود. اما از سال ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰ بیکار بود و چیزی بیش از قلمش برای امرار معاش نداشت. بازگشت بوربون‌ها او را حتی شاید بیشتر از سلیقه‌اش به یک نویسنده تبدیل کرد. او هرگز غرور ادبی زیادی نداشت، اگرچه به درستی ارزش خود را درک می‌کرد و می‌دانست چگونه شهرت پس از مرگ خود را با پیشگویی شگفت‌انگیزی اعلام کند. حداقل، او انتظار موفقیت مالی بزرگی را تنها از نبوغ خود، که در آن خردمند بود، نداشت. برعکس، او نسبتاً ساده‌لوحانه فکر می‌کرد که می‌تواند از پروژه‌های مختلف فروش کتاب که خستگی‌ناپذیر انجام می‌داد و صفحات کپی شده آنها را با گنجینه‌هایی که از مشاهدات، عقل و هوش خود به دست آورده بود، غنی می‌کرد، منابع ارزشمندی به دست آورد. از روزی که انقلاب ژوئیه به او اجازه داد تا به دنبال یک مقام دولتی جدید باشد و در تریسته و کمی بعد در چیویتا وکیا کنسول شود، با اطمینان از نان روزانه‌اش، فقط برای لذت می‌نوشت. او ممکن است مضامین رمان‌ها و داستان‌های کوتاه خود را قرض بگیرد، اما حداقل هیچ کس نمی‌تواند به ناحق از آن علیه او استفاده کند. مطمئناً، در سال ۱۸۲۲، مجموعه تأملات و حکایات او در مورد عشق، شامل ویژگی‌های بدیع کافی، بینش‌های کلی و عمیق، مشاهدات دقیق و غلیان‌های شاعرانه بود، و همه اینها به دلیل سرچشمه گرفتن از یک چشمه غیرمنتظره، تازگی بیشتری داشتند تا مردی را مشهور کنند. با این حال، این کتاب کوچک رکورد شکست در کتابفروشی‌ها را شکست و اولین رمان او، آرمانس، عموماً غیرقابل درک تلقی می‌شد. نویسنده اهمیت زیادی به همه اینها نمی‌داد. او در حال تمرین هنر خود بود و بیشتر از فقر خود شکایت می‌کرد تا عدم موفقیتش.

* با این حال، حلقه کوچک محققان به ارزش او پی بردند و دیوید دانژه درست در همان سالی که کتاب «قدم زدن در رم» (۱۸۲۹) را منتشر کرد، مدالیون او را الگو برداری کرده بود. پسرعموی بسیار فداکار او، رومن کلمب، که گاهی اوقات در این اثر با او همکاری می‌کرد، ماه‌ها متوجه پرونده‌ ای روی میزش شده بود که خوابیده بود و یک نام واحد به عنوان عنوان روی جلد با حروف بزرگ نوشته شده بود: ژولین. این پیش‌نویس، یا حداقل اولین پیش‌ نویس، از رمان «سرخ و سیاه» بود. در یادداشتی مقدماتی که در چاپ اول آمده بود و برخلاف کاری که تقریباً همه ناشران انجام داده‌اند، احساس کردم لازم است آن را در این چاپ نیز دوباره بیاورم، استاندال اظهار می‌ کند.

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم