دانلود کتاب بخور عبادت کن عشق بورز
- بدون دیدگاه
- 555 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : الیزابت گیلبرت
- دسته : بیوگرافی , خارجی , روانشناسی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب بخور عبادت کن عشق بورز
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾
🎲 اینم کتابای اتفاقی یهویی ▾
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب بخور عبادت کن عشق بورز
مقدمه
یا
نحوه عملکرد این کتاب
یا
مهره صد و نهم
وقتی در هند سفر میکنید – به خصوص از طریق اماکن مقدس و آشرامها – افراد زیادی را میبینید که مهرههایی به گردن خود میاندازند.
همچنین عکسهای قدیمی زیادی از یوگیهای برهنه، لاغر و ترسناک (یا گاهی اوقات حتی یوگیهای چاق، مهربان و درخشان) میبینید که مهرههایی نیز به گردن دارند.
این رشتههای مهره، جاپا مالا نامیده میشوند. آنها قرنها در هند برای کمک به هندوها و بوداییهای مؤمن در حفظ تمرکز در طول مراقبه دعا استفاده میشدند. گردنبند در یک دست نگه داشته میشود و به صورت دایرهای با انگشتان دست بسته میشود – برای هر تکرار مانترا، یک مهره لمس میشود. وقتی صلیبیون قرون وسطایی برای جنگهای مقدس به شرق رفتند، شاهد بودند که عبادتکنندگان با این جاپا مالاها دعا میکنند، این تکنیک را تحسین کردند و این ایده را به عنوان تسبیح به اروپا آوردند.
جاپا مالا سنتی با 108 مهره بافته میشود. در میان حلقههای مرموزتر فیلسوفان شرقی، عدد ۱۰۸ به عنوان عدد بسیار فرخندهای شناخته میشود، یک مضرب سه رقمی کامل از سه، که مجموع اجزای آن به نه میرسد، که میشود سه سه. و البته، عدد سه، عددی است که نشاندهنده تعادل عالی است، همانطور که هر کسی که تا به حال تثلیث مقدس یا یک صندلی ساده بار را مطالعه کرده باشد، میتواند به وضوح ببیند. از آنجایی که کل این کتاب درباره تلاشهای من برای یافتن تعادل است، تصمیم گرفتهام آن را مانند یک جاپا مالا ساختار دهم و داستانم را به ۱۰۸ داستان یا مهره تقسیم کنم. این رشته ۱۰۸ داستان به سه بخش درباره ایتالیا، هند و اندونزی تقسیم شده است – سه کشوری که در طول این سال خودشناسی از آنها بازدید کردم. این تقسیمبندی به این معنی است که در هر بخش ۳۶ داستان وجود دارد که از نظر شخصی برای من جذاب است زیرا من همه اینها را در سی و ششمین سال زندگیام مینویسم. حالا قبل از اینکه به بحث عددشناسی بپردازم، اجازه دهید با این جمله نتیجهگیری کنم که من ایده ردیف کردن این داستانها در امتداد ساختار یک جاپا مالا را نیز دوست دارم زیرا بسیار… ساختارمند است. کاوش معنوی صادقانه، و همیشه، تلاشی برای نظم و انضباط روشمند بوده است. جستجوی حقیقت نوعی سرگرمی بیهدف و بیهدف نیست، حتی در این عصر بزرگ سرگرمی بیهدف و بیهدف. من به عنوان یک جستجوگر و یک نویسنده، مفید میدانم که تا حد امکان به مهرهها بچسبم، تا توجهم را بهتر روی آنچه که سعی در انجام آن دارم متمرکز نگه دارم. در هر صورت، هر جاپا مالا یک مهره اضافی و ویژه دارد – مهره صد و نهم – که مانند یک آویز، بیرون از آن دایره متوازن ده و هشت تایی آویزان است. من قبلاً فکر میکردم مهره صد و نهم یک مهره یدکی اضطراری است، مانند دکمه اضافی روی یک ژاکت شیک یا کوچکترین پسر در یک خانواده سلطنتی. اما ظاهراً هدف والاتری هم وجود دارد. وقتی انگشتان شما هنگام دعا به این نشانگر میرسند، قرار است از غرق شدن در مراقبه دست بکشید و از معلمان خود تشکر کنید. بنابراین، در اینجا، در مهره صد و نهم خودم، قبل از اینکه حتی شروع کنم، مکث میکنم. از همه معلمانم که امسال به اشکال بسیار جالبی در مقابل من ظاهر شدهاند، تشکر میکنم. اما به ویژه از گورویم، که ضربان قلب شفقت است، و با سخاوتمندی به من اجازه داد در آشرام او در حالی که در هند بودم، تحصیل کنم، تشکر میکنم. همچنین در این لحظه میخواهم روشن کنم که من صرفاً از دیدگاه شخصی خود در مورد تجربیاتم در هند مینویسم و نه به عنوان یک محقق الهیات یا سخنگوی رسمی کسی. به همین دلیل است که در سراسر این کتاب از نام گورویم استفاده نخواهم کرد – زیرا نمیتوانم از طرف او صحبت کنم. آموزههای او به بهترین شکل گویای خودشان هستند. من نام یا محل آشرام او را نیز فاش نخواهم کرد، و بدین ترتیب از آن تبلیغات خوب موسسه – که ممکن است نه علاقهای به آن داشته باشد و نه منابعی برای مدیریت آن داشته باشد – صرف نظر خواهم کرد.
یک ابراز قدردانی نهایی: در حالی که نامهای پراکنده در سراسر این کتاب به دلایل مختلف تغییر کردهاند، من تصمیم گرفتهام نام هر فردی را که در این آشرام در هند ملاقات کردهام – چه هندی و چه غربی – تغییر دهم. این به احترام این واقعیت است که اکثر مردم – برای اینکه بعداً به عنوان شخصیتی در یک کتاب ظاهر شوند – به زیارت معنوی نمیروند. (مگر اینکه، البته، آنها من باشم.) من فقط یک استثنا برای این سیاست خودخواسته ناشناس ماندن قائل شدهام. ریچارد اهل تگزاس واقعاً اسمش ریچارد است و واقعاً اهل تگزاس است. میخواستم از اسم واقعیاش استفاده کنم چون وقتی در هند بودم خیلی برایم مهم بود. نکته آخر اینکه – وقتی از ریچارد پرسیدم که اگر در کتابم به این موضوع اشاره کنم که قبلاً معتاد و مست بوده، اشکالی ندارد، گفت – کاملاً اشکالی ندارد. او گفت: «به هر حال سعی میکردم بفهمم چطور میتوانم این موضوع را به گوش همه برسانم.»
اما اول – ایتالیا…
