دانلود کتاب جاده
- بدون دیدگاه
- 735 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : کورمک مک کارتی
- دسته : داستان , خارجی
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب جاده
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
150.000 تومان
69.900 تومان
- کتاب اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
📚 این کتاب هارو حتما بخون عالین ▾
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب جاده
مقدمه
همه هنرمندان منحصر به فرد هستند، اما برخی از آنها منحصر به فردتر از دیگران هستند. هیچ کس دیگری مانند کورمک مک کارتی نمینویسد، و کورمک مک کارتی مانند هیچ کس دیگری نمینویسد. البته یونانیها هم هستند – ادیسهای که «جاده» نام دارد به اندازه ادیسه قدیمی و بیواسطه است – همچنین نویسندگان کتاب مقدس شاه جیمز؛ ملویل هم همینطور؛ کمی فاکنر؛ و مطمئناً بکت. اما پیوندها ضعیف هستند. آثار مک کارتی با افتخار در چشمانداز ادبی ایستاده است، مانند یکی از آن تپههای باشکوه و سایهدار در دره یادبود، اگرچه رنگهای او میتوانند به ظرافت کمرنگترین سایههای صحرای نقاشی شده باشند.
شاید قیاسهای پیش پا افتادهای باشند، اما همین پیش پا افتادگی به دشواری یافتن اصطلاحات کافی برای توصیف اثر این رماننویس خارقالعاده، یکی از بهترین نویسندگان امروز، در آمریکا و در جهان گستردهتر، اشاره دارد. یک زندگی پرمخاطره، همانطور که شعر آودن میگوید، تمام حقایق را در اختیارتان قرار میدهد.
مککارتی به شدت به حریم خصوصی خود حسادت میکند و کاملاً هم حق دارد – ما در «عصر یاوهگویی» زندگی میکنیم – و حقایق زندگی او که در اختیار داریم، همانطور که هستند، باید با احتیاط و از نظر واقعیتمندی مورد توجه قرار گیرند. از میان آنها، در اینجا فقط مواردی را ذکر خواهیم کرد که به نظر میرسد با اثر مرتبط هستند.
او در سال ۱۹۳۳ در پراویدنس، رود آیلند، متولد شد و چهار سال بعد – به همراه خانوادهاش به ناکسویل، جایی که بزرگ شد، نقل مکان کرد. آیا این او را به یک نویسنده جنوبی، حتی یک «نویسنده جنوبی» تبدیل میکند؟ مطمئناً داستانهای او – سرشار از نورهای تند و لهجههای تندتر جنوب عمیق است، اما – درخشش کلاسیکی که از آن ساطع میشود – آن را در قلمرویی باستانی و بنیادی، بسیار فراتر از ویژگیهای یک مکان صرف قرار میدهد. پدر مککارتی، وکیل، برای اداره دره تنسی کار میکرد، بنابراین کورمک جوان – یا چارلز، نام غسل تعمیدی او تا زمانی که آن را به نشانه اشاره به ریشههای ایرلندیاش تغییر داد – میتوانست محصول طبقه متوسط باشد. مککارتیها کاتولیک بودند و کورمک پسر محراب شد، که مطمئناً با توجه به ریتمهای عبادی سبک نثر او، بیاهمیت نیست. چیزی که میتوان در مورد ایمان کاتولیک، به عنوان متمایز از کلیسای کاتولیک، گفت این است که این ایمان، مخمصه تراژیک انسان را در وضعیت سقوط کردهاش میپذیرد، در واقع بر آن اصرار دارد. کاتولیک که ترکیبی از بدعت یونانیان – خدایان آنها – به مقدسین مسیحیت تبدیل شدند – و توحید یهودیان است، گریزناپذیری رنج را همراه با قدرت رستگاریبخش آن میپذیرد. راهی که دو بازماندهی مککارتی در رمان «جاده» به آن گره خوردهاند، هم جادهی خونین و غمانگیز و هم مسیر خشک و سوزانی است که از آن سوی جلجتا به پایین منتهی میشود.
مککارتی پس از تحصیل در دانشگاه تنسی، بدون فارغالتحصیلی آنجا را ترک کرد، به نیروی هوایی پیوست و به مدت دو سال در آلاسکا مستقر شد: از جنوب آتشین، سپس به شمال یخزده.
او مدتی در دههی ۱۹۶۰ در جزیرهی ایبیزا زندگی کرد، یک محل داد و بیداد و برای یک نویسنده یا هنرمند از هر نوع، مکانی خطرناک در آن روزها، همانطور که هر کسی که آنجا بوده میتواند گواهی دهد: رنگهای محلی که خیلی روشن باشند میتوانند تیزبینترین چشم را کور کنند، و خوشگذرانی بیش از حد همیشه بد است. از مککارتی نقل شده است که دوستانی که دارد، افرادی هستند که نوشیدن را کنار گذاشتهاند. این یا نمونهای از شوخطبعی مککارتی است – شوخطبعی او تا سرحد ابهام ظریف است – یا اعترافی زیرکانه به روزهای پرآشوب گذشته. رمان او، ساتری، که خواننده ناگزیر آن را حداقل در برخی از جنبههایش زندگینامه خود میداند، سرشار از مشروبات الکلی است، و – نه به شیوهای شاد.
مککارتی سه بار ازدواج کرد و دو پسر دارد که کوچکترین آنها، جان فرانسیس، در سال ۱۹۹۸، زمانی که مککارتی شصت و پنج ساله بود، به دنیا آمد. رمان «جاده» به این پسر تقدیم شده است، به ویژه به این دلیل که او الهامبخش آن بوده است، همانطور که نویسنده در مصاحبهای در برنامه اپرا وینفری در سال ۲۰۰۷ اذعان کرد. این اولین حضور او در تلویزیون بود و این تصور را که او فردی گوشهگیر است، رد کرد، اصطلاحی که روزنامهنگاران برای افرادی که از صحبت با روزنامهنگاران خودداری میکنند، به کار میبرند. اگر بتوان از چنین نویسندهای به عنوان نویسندهای با چیزی به اندازه یک «حرفه» معمولی یاد کرد، حرفه ادبی مککارتی خیلی زود آغاز شد. در حالی که هنوز در دانشگاه تنسی بود، چند داستان کوتاه نوشت و منتشر کرد و جایزهای دریافت کرد که اولین جایزه از جوایز بسیاری بود که در سالهای بعد نصیبش شد. او رمانی با عنوان «نگهبان باغ» را در سال ۱۹۶۵ منتشر کرد که اولین اثر از حدود دوازده اثر داستانی او بود. او همچنین مجموعه داستانهای کوتاه، نمایشنامه و فیلمنامه نوشته است. او نویسنده نیمه رسمی مقیم در موسسه سانتافه برای…
