این کتاب مثل آیینه ای است که درونت را صادقانه نشان می دهد ، گفت و گویی که سال ها سکوت کرده و حالا تو را صدا می زند.
کتاب مادری که کم داشتم ( The Emotionally Absent Mother ) اثر جاسمین لی کوری است.
این کتاب مثل آیینه ای است که درونت را صادقانه نشان می دهد ، گفت و گویی که سال ها سکوت کرده و حالا تو را صدا می زند.
کتاب مادری که کم داشتم ( The Emotionally Absent Mother ) اثر جاسمین لی کوری است.
150.000 تومان
69.900 تومان
کتاب مادری که کم داشتم اثر جاسمین لی کوری، یکی از آن کتابهایی است که آرام خوانده میشود اما اثرش ماندگار است. این کتاب دربارهی فقدانی صحبت میکند که بسیاری از افراد آن را تجربه کردهاند، اما کمتر توانستهاند برایش واژه پیدا کنند. فقدانی که لزوماً با نبود فیزیکی مادر همراه نیست، بلکه به نبود ارتباط عاطفی عمیق، همدلی، توجه و امنیت احساسی مربوط میشود. نویسنده با نگاهی رواندرمانگرانه تلاش میکند نشان دهد چگونه این کمبود عاطفی میتواند سالها بعد، در زندگی بزرگسالی، خود را به شکلهای مختلف نشان دهد.
در نگاه اول ممکن است خواننده تصور کند که کتاب قرار است مادران را مقصر بداند یا گذشته را زیر سؤال ببرد، اما رویکرد نویسنده کاملاً متفاوت است. کوری نه به دنبال سرزنش است و نه قضاوت. او مادر را انسانی میبیند با محدودیتها، زخمها و ناتوانیهایی که اغلب از نسلهای قبل به او منتقل شدهاند. در این چارچوب، کتاب فضایی امن ایجاد میکند تا خواننده بتواند بدون احساس گناه، به تجربهی شخصی خود نگاه کند و آنچه را واقعاً احساس کرده، بپذیرد.
یکی از مفاهیم کلیدی کتاب، «غیبت عاطفی» است. نویسنده توضیح میدهد که بسیاری از مادران از نظر فیزیکی حضور داشتهاند؛ غذا فراهم کردهاند، مراقب سلامت فرزند بودهاند و حتی برای آیندهی او برنامهریزی کردهاند، اما در لحظات حساس عاطفی، نتوانستهاند پاسخ مناسبی بدهند. کودکی که در چنین فضایی رشد میکند، بهتدریج یاد میگیرد احساساتش یا بیش از حد هستند یا بیاهمیت. این کودک ممکن است یاد بگیرد که برای دوستداشتنی بودن باید قوی باشد، ساکت بماند یا نیازهایش را پنهان کند.
کتاب نشان میدهد که این الگوهای رفتاری در کودکی، در زمان خودشان نوعی سازگاری بودهاند؛ راهی برای زنده ماندن در محیطی که حمایت عاطفی کافی نداشته است. اما همین الگوها در بزرگسالی میتوانند منبع رنج شوند. فردی که در کودکی یاد گرفته احساساتش را سرکوب کند، ممکن است در روابط صمیمی دچار سردی یا فاصله شود. یا برعکس، کسی که هرگز احساس دیدهشدن نکرده، ممکن است در بزرگسالی به شدت به تأیید دیگران وابسته شود.
نویسنده بهخوبی توضیح میدهد که چرا بسیاری از افراد در بزرگسالی احساس خلأ دارند، بدون آنکه بتوانند دلیل مشخصی برای آن پیدا کنند. این احساس کمبود معمولاً با موفقیت شغلی، رابطه یا حتی ازدواج هم از بین نمیرود، چون ریشهی آن در لایهای عمیقتر قرار دارد. کتاب کمک میکند خواننده بفهمد که این احساس، نتیجهی ضعف شخصیتی یا ناسپاسی نیست، بلکه واکنشی طبیعی به نیازهایی است که در زمان رشد برآورده نشدهاند.
بخش مهمی از کتاب به مفهوم کودک درون اختصاص دارد. کوری معتقد است بخش کودکِ روان ما همچنان فعال است و در موقعیتهای عاطفی مهم خود را نشان میدهد. وقتی فرد در روابطش احساس طردشدگی، نادیدهگرفتهشدن یا ناامنی میکند، اغلب این کودک درون است که دوباره فعال شده است. کتاب خواننده را تشویق میکند بهجای جنگیدن با این بخش، با آن ارتباط برقرار کند و نیازهایش را بشناسد.
یکی از نکات قابل توجه کتاب، تأکید بر مسئولیتپذیری در بزرگسالی است. نویسنده بارها یادآوری میکند که اگرچه ما مسئول زخمهایی که در کودکی خوردهایم نیستیم، اما مسئول ترمیم آنها در بزرگسالی هستیم. این نگاه، خواننده را از نقش قربانی خارج میکند و به او قدرت انتخاب میدهد. کتاب تمرینها و تأملهایی ارائه میدهد که هدفشان کمک به خواننده برای ساختن نوعی مراقبت عاطفی درونی است؛ چیزی شبیه مادری که اکنون میتواند برای خودش باشد.
در بخشهایی از کتاب، تأثیر غیبت عاطفی مادر بر روابط عاشقانه بررسی میشود. نویسنده توضیح میدهد که چرا بسیاری از افراد ناخودآگاه جذب کسانی میشوند که از نظر عاطفی در دسترس نیستند. این الگو معمولاً بازتولید تجربهای آشنا از کودکی است. فرد ممکن است بارها وارد رابطههایی شود که در آن احساس دیدهنشدن دارد، چون این حس برایش ناآشنا نیست. شناخت این چرخهها یکی از قدمهای مهم برای تغییر آنهاست.
کتاب همچنین به موضوع بخشش میپردازد، اما نه بهعنوان یک اجبار اخلاقی. کوری توضیح میدهد که بخشش زمانی معنا دارد که فرد درد خود را به رسمیت شناخته باشد. نادیده گرفتن رنج یا کوچک شمردن آن، نه تنها کمکی به التیام نمیکند، بلکه زخم را عمیقتر میسازد. در این کتاب، بخشش بهعنوان فرآیندی تدریجی و شخصی معرفی میشود، نه یک دستورالعمل سریع.
یکی از دلایل تأثیرگذاری «مادری که کم داشتم» این است که به خواننده اجازه میدهد همزمان چند احساس متناقض را تجربه کند؛ هم اندوه، هم خشم، هم همدلی و هم آرامش. کتاب فضای سیاه و سفید ایجاد نمیکند، بلکه واقعیت پیچیدهی روابط انسانی را میپذیرد. همین رویکرد باعث میشود خواننده احساس کند دیده شده و تجربهاش معتبر است.
در نهایت، این کتاب بیش از آنکه دربارهی مادر باشد، دربارهی رابطهی فرد با خودش است. دربارهی این که چگونه میتوان از دل یک کمبود، آگاهی ساخت و از آگاهی، امکان تغییر. مادری که کم داشتم وعدهی زندگی بیدرد نمیدهد، اما مسیری نشان میدهد که در آن فرد میتواند با گذشته خود آشتی کند و آیندهای آگاهانهتر بسازد. این کتاب میتواند شروع گفتوگویی صادقانه با خود باشد؛ گفتوگویی که شاید سالها به تعویق افتاده، اما حالا زمان شنیدهشدنش رسیده است.
کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …
ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم