دانلود کتاب مسخ

این کتاب جذاب در رابطه با سرگذشت انسان فداکاری است که به موجودی نفرت انگیز تبدیل می شود . کتاب مسخ اثر فرانتس کافکا است .

دانلود کتاب مسخ

رایگان

دانلود کتاب مسخ

رایگان

کتاب های رایگان

Please select listing to show.

کتاب های مشابه

کتاب های اتفاقی

به شیوه یک میلیاردر بیاندیشید: این کتاب ارزشمند در رابطه با موفقیت از جمله سرمایه‌ ...

روایتی جذاب و عمیق از عشق، رویاهای دست‌نیافتنی و حسرت‌هایی که با گذشت زمان معنای ...

این کتاب روایتگر زندگی مردم فرانسه در اوایل قرن بیستم می باشد که با ظرافت ...

این شاهکار بی نظیر حول محور یک فانتزی عاشقانه با ماجراجویی های بسیار جذاب می ...

کتاب های جدید

فکرشو بکن، از نیمکت مدرسه یهو پرت شی وسط یه مأموریت جاسوسی؛ دیگه چی از ...

گذشته‌ای تاریک، قتل‌هایی مرموز و رازهایی که نباید فاش شوند؛ وقتی حقیقت پشت درهای بسته ...

چگونه می‌توان ذهن را آرام‌تر، متمرکزتر و هدفمندتر کرد؟ با تکنیک‌ها و ایده‌هایی آشنا شوید ...

گاهی حقیقت پشت پنجره‌ای پنهان است که هر روز از کنارش می‌گذری؛ معمایی نفس‌گیر از ...

اگر فکر می‌کنید واقعیت همان چیزی است که هر روز می‌بینید، این سفر ذهنی می‌تواند ...

دانلود کتاب مسخ

در یک صبح زیبا ، وقتی که سامسا  متوجه شد به طور عجیبی به یک حشره کاملاً ناشناخته تبدیل شده است . بدنش سفت شده بود مانند زره و وقتی سرش را بالا آورد ، متوجه شد که شکمش مانند گنبدی بزرگ است که رگ‌ های خود را به شکل‌ های مختلف تقسیم کرده است . لحافی که به سختی روی شکمش بسته بود ، تقریباً نزدیک بود که افتد و پایان نازک اش به طرز عجیبی پیچیده بود .
فکر کرد : « چه اتفاقی افتاده ؟ » او در دنیای خواب نبود . اتاقش کوچک بود ، اما کاملاً مستحکم و احاطه شده توسط چهار دیوار استوار بود . روی میز ، پارچه‌ های گره‌ دار گسترده قرار داشت . او یک شاگرد تاجر بود که در سفر بود . تصویری از زنی با یک کلاه کوچک و یک رخت پوش پوستی به نمایش گذاشته شد ، که نشسته بود و آستین پوشیده از پشم تا بازوهایش را فرا می‌ گرفت .
او به پنجره نگاه کرد و صدای بارانی که به شیشه‌ ها می‌ زد می‌ شنید ؛ این هوای گرفته به وی حس غمگینی داد . در ذهنش فکر کرد : ” بايد می‌ خوابیدم تا این همه چیز را فراموش کنم . ” اما این کار به طور کامل غیرممکن بود ، زیرا وی عادت داشت که به یک طرف دراز کشیده و با حالت فعلیش نمی‌ توانست آرامش بیابد . هر چه تلاش می‌ کرد تا در آرامش بخوابد ، همیشه با جابجایی‌ های کوچک مثل الکلنگ ، دچار مشکل می‌ شد . صد بار دیگر امتحان کرد ، اما هر بار چشمانش را می‌ بندید تا لرزش پاهایش را ندید . زمانی که دست از این کار کشید ، درد های مبهمی را در پهلویش حس کرد که تا آن لحظه تجربه نکرده بود .
در این فکر بود چه کاری ، چه شـغلی را تایید کرده‌ام ! همیشه در سفر ! مشکل هایی که زشت تر از معاشرت با اولیا خودم است ! از این چیپ تر ، این زحمت مسافرت، یعنی : تغییر قطارها ، سوار شدن به قطار های فرعی که ممکن است از بین برود ، غذا های بدی که باید وقت و بی‌ وقت خورد ! هر لحظه دیدن چهره‌ های تازه از مردمی که انسان دیگر نخواهد دید و محال است که با آنها رابطه دوستانه برقرار کند ! کاش این فضایی که در آن کار می‌ کنم قابل فهم می‌ شد ! بالای شکمم کمی احساس خارش کرد . به چوب تختخواب کمی بیشتر نزدیک شد . به سمت پشت درید ؛ تا قادر باشد بهتر اطرافش را مشاهده کند و در جایی که می‌ خواهد خط هایی وایت به ذهنش خطور می کرد ولی از آن سر در نمی‌ آورد . تلاش کرد با پاش ان نقطه را حس کند ، ولی پاش سری به سمت عقب رفت ، زیرا این برخورد ویبره خنکی در در بدنش وجود آورد .
زمانی که مبلغی را که فامیل ها به من بدهکارند ، دخیره می‌ کنم . 5 یا 6 سال طول می‌ کشد تا حتماً آن مقدار را باز پرداخت کنم . بعد ، وقت حسابگری می‌ رسد . در هر صورت ، باید تا ساعت 5 صبح بیدار بمانم . به ساعت تیک و تاک کن بروی دولاب نگاه می‌ کنم و فکر می‌کنم : ” خدا به من کمک کند ! ” ساعت 6 است و عقرب‌ ها به سمت شش و سه ربع حرکت می‌ کنند . از نصف هم رد است ؛ نزدیک به 6 و 3 ربع است . پس ساعت تیک و تاک زنگ نخورده است ؟ مطمئناً ، از تخت خواب عقرب کوچکی روی ساعت چهار دیده می‌ شود . بنابراین ، ساعت تیک و تاک حتماً زنگ زده است . آیا با این حال ، با وجود صدای اشیاء لرزان که پایین می‌ آورد ، آرام و خوشحال بوده‌ام ؟ خواب خوب ! نه ، من به خواب خوبی نروفته‌ ام ، بلکه در خواب فرو رفته‌ ام .

بیشتر ...
واتس اپ
تلگرام
فیسبوک
لینکدین
پینترست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت ها
دقیقه‌ها
ثانیه‌
پیمایش به بالا

⦿ اگه پرداخت کردید و موفق به دریافت کتاب نشدید ، نام کتاب و 4 رقم آخر کارت رو ارسال کنید.

⦿ برای کتاب های درخواستی هم نام کتاب و نویسنده رو ارسال کنید.

⦿ اگه نویسنده هستید و میخوایید کتابتون منتشر بشه با ما در ارتباط باشید.

No data was found

کتاب در حال بارگذاری لطفا صبر کنید …

ما یک موتور جستجوی کتاب هستیم
اگر کتاب شما به اشتباه در سایت ما قرار گرفته و درخواست حذف دارید
از واتس اپ یا ایمیل زیر به ما اطلاع دهید تا سریعا حذف کنیم