این کتاب شگفت انگیز رابطه عاشقانه میان شانتال و مارک را به تصویر می کشد. کتاب هویت اثر میلان کوندرا است.
دانلود کتاب هویت
- بدون دیدگاه
- 2,414 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : میلان کوندرا
- دسته : داستان , خارجی , رایگان
- زبان : فارسی, انگلیسی
- صفحات : 174 + 169
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی قرار گرفت
دانلود کتاب هویت
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
دانلود کتاب هویت
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
کتاب های رایگان
کتاب های مشابه
کتاب های اتفاقی
چرا نسلی که با ارتباطات بیشتری بزرگ شده، بیش از همیشه با احساس تنهایی و ...
روایتی جذاب و پرجزئیات از زندگی زنی که میان عادتهای قدیمی، خواستههای پنهان و انتخابهای ...
این کتاب تمام مشکلات و موانع ذهنی افراد کمال گرا را مورد بررسی قرار می ...
این کتاب روانشناسی به موضوع خودشناسی و ارتباط گرفتن با زندگی روزمره و انسان ها ...
این کتاب اطلاعات بسیار ارزشمندی در رابطه با اتفاقات پس از مرگ و عالم برزخ ...
کتاب های جدید
گاهی حقیقت پشت پنجرهای پنهان است که هر روز از کنارش میگذری؛ معمایی نفسگیر از ...
اگر فکر میکنید واقعیت همان چیزی است که هر روز میبینید، این سفر ذهنی میتواند ...
اگر خاطرات، حقیقت گذشته نیستند، پس چه چیزی از زندگی ما باقی میماند؟ سفری تأملبرانگیز ...
یک کتاب مرموز، گذشتهای پر از ناگفتهها و رازهایی که هرچه بیشتر دنبالهشان را میگیرید، ...
گاهی فقط یک قدم با دنیایی فاصله داریم که همیشه آرزویش را داشتهایم؛ اما آیا ...
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب هویت
در مقدمه مترجم آمده است که انسان همواره به دنیا و تحولات آن نگاه کرده و برای درک شگفتی های هستی تلاش می کند . این نگاه و اندیشه همراه با آگاهی بیشتر ، قلمرو شناخت را گسترده تر ، ژرف تر و جذاب تر می کند . درک موقعیت بشری در این زمینه اهمیت ویژهای دارد و کشف زوایای شگفت انگیز جان و روان بیش از هر چیز توجه اندیشمندان و هنرمندان را جلب می کند .
میلان کوند همیشه سعی می کند تا از طریق هنر کتاب ، این حوزه گسترده را برای ما نورانی کند و در آثارش به مسائل وجودی انسان پرداخت کند . او معتقد است که تایم می تواند در رسیدن انسان به بلوغ و کمال کمک کند و به دنیای زندگی روشنایی بخشد . به نظر او هر زمان باید نور بیشتری بر واقعیت انسانان افکند و زوایای مبهم و ناشناخته آن را روشن کند .
کلمه ” کوند ” معمولاً به یاد نویسنده و فیلسوف اتریشی ، کارل پوپر اسم است . او معتقد بود که نادیده گرفتن بخش های نامعرف و پنهان از واقعیت غیراخلاقی است . در یک گفتگو با مجله ” نوول ابسرواتور ” به مناسبت انتشار کتاب ” هویت ” ، پوپر گفته است که نویسنده باید از دو قانون پیروی کند : ابتدا فقط آنچه را که تا کنون گفته نشده است بگوید ؛ و دوم اینکه همیشه در جستجوی شکل و قالب جدید باشد . او تأکید دارد که با وجود این جستجو ، همیشه محدودیت هایی وجود دارد و اگر نویسنده بخواهد از این محدودیت ها فراتر رود ، اصالت خود را از دست می دهد . این دایره جادوی چند مضمون ، ذهن نویسنده را در طول عمرش مشغول می کند و حتی دلیل و علت نوشتن را نیز به وجود می آورد .
اگر کافکا را مجبور به نوشتن درباره عشق های مترنیخ یا زشتیهای جنگ می کردند ، همچنان مانند شاگرد کوچک تنبلی ناکام می ماند . او بی توجه به مضامین مورد علاقه اش که او را به خود جذب میکرد ، از جمله موضوعات بزرگ زمانه اش ، هنر خود را از دست می دهد . او سبک و شیوهٔ نوشتن خود را تا سال ۱۹۸۸ به زبان موسیقی ، مشابه هنر سونات ، و شیوهٔ دو کتاب جدیدش ، هنر فوگ ، به تصویر می کشد . این تشکیل یک ساز و کمپوزیسیون بزرگ ( سونات ) با چندین مرومان متضاد را به تصویر می کشد و فقط از یک بلوک تقسیم ناپذیر ( فوگ ) تشکیل شده است .
به عبارت دیگر ، کتاب های پیشین شامل هفت بخش بزرگ با موضوعات و مضامین مختلف بودند ، در حالی که کتاب جدید دارای ساختاری با بخش های فراوان است که موضوعات مشابهی را مطرح می کنند . در اینجا ، کتاب و هویت و کتاب کندی هر کدام شامل پنجاه و یک بخش پیوسته و جداناپذیر است .
در گذشته ، او ترجمه های کتب خود را به زبان چکی و دو زمان آخر به فرانسوی نوشته است . کوندرا تأکید دارد که زبان او باید ساده ، دقیق و شفاف باشد و در هر زبانی این خصوصیات را حفظ کند . او باور دارد که اندیشه و زبان بیان اندیشه در چارچوب یک کتاب باید شاعرانه باشد و باید بالاترین خواسته های شعر در جستجوی زیبایی ، اهمیت خاص هر کلمه و آهنگ و ملودی بی نظیر در همه جزئیات را به تحقق بخشد . او معتقد است که کتاب باید در بخش های تفکرآمیز خود گاهی به نغمه و رانه تبدیل شود . اصول وجودی انسان در زمان به صورت کلمات محور یا کلمات کلیدی هویدا می شوند و عمق محتوا در آنها نهفته است .
In a small Normandy coastal town, they discovered a hotel through a guidebook. Chantal arrived on Friday night and planned to stay overnight alone, awaiting Jean-Marc’s arrival on Saturday around noon. After leaving her small suitcase in the room, she took a brief walk through the unfamiliar streets before returning to the hotel’s dining room. The restaurant was still empty at seven-thirty, so she took a seat at a table.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه






