دانلود کتاب فرشته ظلمت ارنستو ساباتو
- بدون دیدگاه
- 279 بازدید
- مشخصات
- نویسنده : ارنستو ساباتو
- دسته : داستان , بزودی , خارجی
- زبان : فارسی, انگلیسی, اسپانیولی
- صفحات : #
- بازنشر : دانلود کتاب
- ترجمه فارسی و انگلیسی و اسپانیولی قرار گرفت
دانلود کتاب فرشته ظلمت ارنستو ساباتو
- رمان اورجینال و کامل
- قبل از دانلود فیلتر شکن خود را خاموش کنید
کتاب های مشابه
کتاب های اتفاقی
این کتاب حول محور یک رابطه عاشقانه بین دانش آموز ۱۷ ساله و دانشمند آمریکایی ...
این شاهکار زیبا داستان زندگی شاهزاده ای به نام هملت را به تصویر می کشد ...
رمان نیهتوچکا نزوانوا داستان دختری یتیم است که در فقر و بیپناهی بزرگ میشود و ...
این شاهکار بی نظیر به شما آموزش می دهد افرادی که لیاقت شما را ندارد ...
کتاب های جدید
یک سفر ساده قرار است زندگی مریم را برای همیشه تغییر دهد؛ جایی که عشق، ...
اگه تا حالا حس کردی هیچکس واقعاً تو رو نمیفهمه، شاید با یومی چانگ خیلی ...
پشت چهرهای جوان و بینقص، رازی تاریک در حال شکلگیری است؛ رازی که با هر ...
نگاهی متفاوت، جذاب و طنزآمیز به زندگی چهرههای نامدار تاریخ؛ روایتی که وقایع و شخصیتهای ...
- قسمتی از کتاب
دانلود کتاب فرشته ظلمت ارنستو ساباتو
رمان فرشتهٔ ظلمت نوشته ارنستو ساباتو مثل ورود به تالاری از آینههاست؛ تالاری که در آن هر انعکاس، نه تصویر تو، بلکه لایهای از تاریخ و تاریکی انسان را نشان میدهد. ساباتو در این اثر نه دنبال روایت یک ماجرای خطی است و نه قصد دارد شخصیتهایی معمولی بسازد که فقط در مسیر داستان حرکت کنند. او جهان داستان را طوری میچیند که مرز میان حقیقت و خیال از همان صفحههای نخست شروع به لرزیدن میکند. انگار خواننده مدام روی پلی باریک میان واقعیت و رؤیا قدم میزند و هیچ وقت مطمئن نیست زیرِ پایش زمین است یا سراب. این بیثباتیِ آگاهانه یکی از خصوصیتهای اصلی رمان است و دقیقاً همان نقطهای است که ساباتو ذهن خواننده را به بازی میگیرد.
نویسنده در این رمان خودش را از پشت پرده بیرون میکشد و در جهان داستان قدم میگذارد. نه به شکل یک قهرمان، بلکه بیشتر شبیه شاهدی آشفته که از تماشای جهان یکسره زخمی شده. این تکنیک، نوعی صمیمیتِ پرتنش ایجاد میکند؛ چون خواننده احساس میکند دارد دفترچهٔ خصوصی یک نویسندهٔ خسته از زندگی را ورق میزند، کسی که نه از حقیقت میگریزد و نه میتواند آن را بپذیرد. ورود خودِ نویسنده به متن، فضای اثر را به سمت اعترافنامهای فلسفی میبرد؛ اعترافنامهای درباره جهان، درباره انسان، درباره گناهان جمعی و فروپاشی ارزشهایی که قرار بود پناهگاه باشند اما خود به منبع رنج تبدیل شدهاند.
در فرشتهٔ ظلمت تاریکی چیزی بیرونی نیست؛ چیزی نیست که فقط از جامعه یا سیاست یا خشونتهای زمانه نشئت گرفته باشد. ساباتو تاریکی را مثل مایعی غلیظ توصیف میکند که از دل انسانها به بیرون میریزد و بعد دوباره از جهانِ آلودهشده به درون انسان برمیگردد. به همین دلیل خواننده در هنگام مطالعهٔ رمان احساس میکند که در حال سفر به گذشته یا آینده نیست؛ بلکه در حال مواجهه با نسخهای از خودِ خویشتن است. نسخهای که در سکوتِ شب، پشت درهای بسته، در آینه به او خیره میشود و میپرسد: در میان این همه صدا و آشوب، تو چه چیزی را از دست دادهای؟ چه چیزی را قربانی کردهای؟
شخصیتهای داستان، چه آنهایی که مستقیماً حضور دارند و چه آنهایی که در سایهها فقط نامی از آنها به میان میآید، همگی شبیه انسانهایی هستند که از میان خرابههای یک تمدن زخمخورده عبور میکنند. بوئنوسآیرس در این رمان نه یک شهر واقعی، بلکه صحنهای نمادین است؛ شهری که همزمان تنفس میکند و پوسیده است، روشن است و غبارآلود، زنده است و در آستانهٔ مرگ. این شهر مثل موجودی است که نفسهایش سنگین شده و هر خیابانش حامل داستانهایی است که بهتر بود گفته نشوند اما حالا ناگزیرند سر از تاریکی بیرون بیاورند.
یکی از زیباییهای رمان این است که ساباتو روایت را فقط از بیرون توضیح نمیدهد؛ او در اعماق روان شخصیتها فرو میرود، مخصوصاً در لایههایی که انسان معمولی دوست دارد پنهان کند. او از ترسناکترین احساسات نمیترسد: اضطراب، شرم، گناه، پوچی. و همین صراحت است که رمان را از یک اثر صرفاً ادبی جدا میکند و به متنی تبدیل میکند که خواننده احساس میکند باید با آن کشتی بگیرد. بخشهایی از کتاب مثل مکاشفه هستند، بخشهایی مثل هشدار، بخشهایی مثل اعتراف و بخشهایی مثل نفرین. با این حال، عجیب است که همهٔ این تضادها کنار هم نه تنها آشفتگی ایجاد نمیکنند، بلکه مثل قطعات موزاییک تصویری واحد از فاجعهٔ انسان معاصر میسازند.
ساباتو در این رمان پیدرپی از مفاهیم فلسفی بهره میگیرد، اما این کار را طوری انجام میدهد که خواننده احساس نکند وارد یک متن نظری شده است. او هر ایده را با تصویری ملموس همراه میکند: آینهای غبارگرفته، شهری خفه، کودکی گمشده، فرشتهای که معلوم نیست نجاتبخش است یا نابودگر. همین تصاویرند که بار معنایی فلسفه را سبکتر و انسانیتر میکنند. خواننده به جای اینکه با مفاهیم سرد مواجه شود، با حسی روبهرو میشود که انگار سالها در زیر پوستش جا داشته اما هرگز نامی برای آن پیدا نکرده بوده.
یکی از موضوعهای اصلی رمان، بحران هویت است؛ بحران کسی که نمیداند در جهانی که مدام در حال فروریختن است، چه چیزی ارزش حفظ کردن دارد. ساباتو بارها به رابطهٔ انسان و معنویت اشاره میکند، اما معنویتی که او نشان میدهد نه نورانی و آرامشبخش، بلکه پر از تردید و سؤال است. در جهان او، ایمان هم زخمی است، امید هم لرزان، و آینده مثل مهی سرد و گمراهکننده جلوی چشم انسان قرار دارد. با این حال، همین تردید است که متن را انسانی میکند. چون هیچکس در جهان واقعی با یقین مطلق زندگی نمیکند.
در نقاطی از رمان، مخاطب احساس میکند نویسنده دارد مرثیهای برای انسانیت مینویسد. اما درست وقتی که ناامیدی به نقطهٔ اوج میرسد، جرقهای کوچک از مقاومت دیده میشود. شاید این مقاومت، همان چیزی باشد که ساباتو آن را تلاش برای زنده ماندن روح مینامد. مقاومتِ شکنندهای که نه با فریاد، بلکه با زمزمهای آرام خودش را نشان میدهد: اینکه هنوز چیزی در انسان باقی مانده که تاریکی نتوانسته کاملاً خاموشش کند؛ چیزی که به او میگوید اگرچه جهان به سمت تباهی میلغزد، اما هنوز میتوان ایستاد، هنوز میتوان نگاه کرد، و هنوز میتوان پرسید.
در مجموع، فرشتهٔ ظلمت رمانی نیست که فقط خوانده شود؛ رمانی است که در ذهن ادامه پیدا میکند. بعضی جملهها مثل میخ در حافظه فرو میروند، بعضی تصویرها مثل سایه همراه خواننده حرکت میکنند، و بعضی مکاشفهها مانند پرتوی لرزانِ یک چراغقوه در اتاقی تاریک، بخشهایی از حقیقت را لحظهای روشن و بلافاصله دوباره خاموش میکنند. ساباتو از خواننده میخواهد نه تنها داستان را دنبال کند، بلکه خودش در تاریکی پیش برود، خودش سؤالها را کشف کند و خودش تصمیم بگیرد تاریکیِ واقعی کجاست: در جهان بیرون، یا در پیچی پنهان از روح انسان.
- مانده تا پایان جشنواره تخفیفی زمستانه
